خیلی کیف دارد اگر دیشب دوباره سنت سالانه اردیبهشتی ات تکرار شده باشد و تو با آن کوله سنگین و دفورمه و پاهایی که از شدت درد زق زق می کردند به خانه رسیده باشی. تمام راه را با انتظاری کشدار کلنجار رفته باشی که زودتر به خانه برسی. نه بخاطر درد پاهایات از راه رفتن زیاد و آرزوی تشتی آب ولرم بلکه به شوق گشودن دوباره زیپ کوله و تماشای کف اتاقی که دوباره با کتاب های تازه و رنگارنگ پوشیده می شود و تو حتی لباست را هم عوض نمی کنی و یک راست می نشینی بین آن همه کتاب و مثل گرسنه ای که ناگهان سر از میز شام سلف سرویس هتل هیلتون درآورده است شروع می کنی به ناخنک زدن به کتاب ها. یک کم از این و یک کم از آن. به خودت لعنت هم می فرستی که فلان کتاب به چاپ بیست و هفتم هم رسیده و تو تازه امروز آن را خریده ای. ناخنکت که تمام شد تازه چشمانت شروع می کنند به سوزش و درد پاهایت که هر لحظه بیشتر می شوند تمرکزت را به هم می زنند و تو تازه یادت می آید ساعت ها گذشته و دیگر صدای مادرت را نمی شنوی که یک بند تو را برای شام می خوانده است. بی توجه به درد اعتیادت به اینترنت که دائما می کوبد و یادآوری می کند که از آخرین اتصالت بیش از دوازده ساعت گذشته است و حس کنجکاویت برای ایمل و کامنت تازه سرریز شده است تاب تحمل تا سحر را ندارد و بی تفاوت به برادرت که با هیجانی که تا حالا ندیدی خبر از له شدن والنسیا با شش گل زیر دست و پای بارسلونا می دهد و تو که اصلا یادت رفته آنقدر عاشق بارسا بودی که پایت به نیو کمپ هم باز شده اصلا نمی دانی چرا خوشحال نمی شوی. اصلا چرا اتاق فلو شده؟ شکمت به قار و قور افتاده و تو تعجب می کنی که مگر شام نخورده ای؟ و تو دیگر چیزی یادت نمی آید تا وقتی که با کوبش وحشتناک درب پارکینگ از خواب می پری و پیش از هر چیز بر همسایه و این سنت ناجوانمردانه بامدادیش و سماجت بی بدیل او در اجرای هر روزه ی این سمفونی کوبه ای سحرگاهی لعنت می فرستی ...
نتایج بازدید از نمایشگاه:
۱. محل جدید نمایشگاه از نظر حمل و نقل بدلیل وجود دو ایستگاه مترو مناسبتر و راحتتر است.
۲. محل جدید نمایشگاه و فشرده شدن سالن هایش شور و حال نمایشگاه کتاب را از بین می برد.
۴. باز هم به این نتیجه رسیدم که زمان برگزاری نمایشگاه یعنی اردیبهشت ماه اصلا منطقی نیست.
۵. اگر مثل من پول و حوصله و انرژی و سواد کافی ندارید که تمام خواسته های کتابیتان را یکجا ارضا کنید پیشنهاد می کنم در بازدید از انتشاراتی های بزرگ و مهم لیست کتاب های امسالشان را بگیرید که بعدا بسیار به دردتان می خورد. از ما گفتن بود !
۶. وقتی آدم یک روز کامل بیرون از خانه باشد با پوست و گوشت و خون و تا مغز استخوان گرانی و کاهش سالانه قدرت خرید را لمس می کند.