تبليغاتX
دلتنگی های پیکسلی

دلتنگی های پیکسلی

دلمشغولی های کاوه بغدادچی

 

" ... دست های کوچکی دارم. به نسبت خودش کمی پهن است و انگشت هایم کوتاه. دبستان که بودم ٬ داشتیم بازی می کردیم که یک دفعه زمین خوردم. کف دست چپم زخمی شد٬ زخم بدی بود. آن قدر که کار به بیمارستان کشید٬ چند تایی بخیه خورد و وقتی خوب شد٬ شکل بخیه ها مثل یک پرستو از آب در آمد. درست کف دست چپم یک پرستو دارم. پرستوی تخسی که از شیطانی آمده. حتّی نمی دانم که دختر است یا پسر٬ خودش هم نمی گوید. با این حال دوستش دارم. اگر بگویم دستم را دوست دارم٬ یعنی خودخواهی ؟ ... "

پیمان هوشمندزاده - ها کردن - نشر چشمه

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 5:13 PM  توسط کاوه بغدادچی 

 

                     میوه های درخت توتی که خودم کاشته ام

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 8:34 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 

       یکی از نکات ظریف استاد که همیشه یک پای ثابت تمام گفتگوهایمان است و بدلیل مصداق های زیادش هر روز به کارم می آید، این نکته است که استاد عقیده دارد تکنولوژی وارداتی در جهان سوم بیشتر از آنکه کمکی به حال بشر باشد اسباب ضرر و زیان و دردسر است. چون معمولا خود تکنولوژی زودتر از فرهنگ آن وارد می شود. استفاده از اس ام اس برای ارسال جک، آمار بالای تصادفات رانندگی، آمار سالانه جستجوی فارسی زبانان در گوگل، فناوری دیجیتال و هجوم به حریم شخصی، رایترهای سی دی و داستان نقض کپی رایت و مسائل بسیاری از این دست تماما نشانه هایی از کاربرد نادرست این فناوری ها در جهان سوم است. یکی از این رفتارها و کاربردهای غلط تکنولوژی که بارها باعث رنجش و تاسف من شده است پخش موسیقی با صدای بلند با استفاده از گوشی موبایل در اتوبوس و کلاس و سایر اماکن عمومی است. قطعا تمام مردمی که زیر یک سقف نشسته اند سلیقه موسیقی یکسانی ندارند یا شاید به هر دلیلی در آن لحظه تمایلی به شنیدن موسیقی، حتی سبک مورد علاقه شان، نداشته باشند. Headset وسیله ایست که برای همین منظور ساخته شده است. وسیله ای برای احترام به حقوق و آرامش سایر انسان ها. متاسفانه اکثر قریب به اتفاق کسانی هم که اقدام به این کار می کنند مشتری پر و پا قرص موسیقی های به اصطلاح شوشی و کاملا بی ارزش و بی محتوایی هستند که اصلا ارزش گوش کردن ندارند. گاهی هم فاجعه کامل می شود و چند گوشی مختلف در آن واحد با هم نغمه سرایی می کنند و بقول انگلیسی ها یک Cacophony کامل راه می اندازند. یعنی واقعا باید به یک انسان بالغ این مطالب را یادآور شد ؟

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 11:8 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 

    امروز از هر جهت دنیا یکی از آن روزهای جالب و پر خبرش را گذراند. جالب ترین خبر امروز نخست وزیری ولادیمیر پوتین بود، درست یک روز پس از ترک ریاست جمهوری. ولی باز هم دم این پوتین گرم این درست که هنوز هم قدرت اصلی دست اوست ولی لااقل پا نشد مثل این هوگو چاوز برای گستردن بساط امپراطوری نرونیش رفراندوم راه بیندازد و قانون اساسی عوض کند و به اسم مبارزه با امپریالسم، قدرت را قبضه کند. خوب است حداقل ظاهر را حفظ می کند.

     به فرخندگی و مبارکی امروز ساعت پنج بعد از ظهر به وقت محلی جناب آقای برلوسکونی و کلکسیونی از راست های فاشیست که در میانشان انواع گرایشات فاشیستی چهره عوض کرده قرن بیست و یکمی شده را می توان دید، در کاخ ریاست جمهوری ایتالیا در رم سوگند خوردند و حالا هم که شهرداری رم پس از سال ها بدست راستی ها افتاده، قرار است از فردا کلا فرت و فرت مشکلات را حل کنند. ظریفی چه قشنگ نوشته بود که انتخابات اخیر ایتالیا پیروزی راست های فاسد بر چپ های بی عرضه بود. بمناسبت این رویداد فرخنده که نشانی دیگر از رشد فکری جامعه بشری است و از آن بمب های انرژی زا، آهنگ Buonanotte all'Italia یا " شب بخیر ایتالیا " با صدای خواننده چهل و هشت ساله ساله ایتالیایی و یکی از بهترین راکرهای این کشور Luciano Ligabue تقدیم به آفرینندگان ایتالیایی این حماسه در پای صندوق های رای. آسوده بخوابید که سیلویو بیدار است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 11:30 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 

اين روزها که می‌گذرد
شادم
اين روزها که می‌گذرد
شادم
که می‌گذرد
اين روزها
شادم
که می‌گذرد...

قیصر امین پور - دستور زبان عشق - نشر مروارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 0:6 AM  توسط کاوه بغدادچی 

 

    خیلی کیف دارد اگر دیشب دوباره سنت سالانه اردیبهشتی ات تکرار شده باشد و تو با آن کوله سنگین و دفورمه و پاهایی که از شدت درد زق زق می کردند به خانه رسیده باشی. تمام راه را با انتظاری کشدار کلنجار رفته باشی که زودتر به خانه برسی. نه بخاطر درد پاهایات از راه رفتن زیاد و آرزوی تشتی آب ولرم بلکه به شوق گشودن دوباره زیپ کوله و تماشای کف اتاقی که دوباره با کتاب های تازه و رنگارنگ پوشیده می شود و تو حتی لباست را هم عوض نمی کنی و یک راست می نشینی بین آن همه کتاب و مثل گرسنه ای که  ناگهان سر از میز شام سلف سرویس هتل هیلتون درآورده است شروع می کنی به ناخنک زدن به کتاب ها. یک کم از این و یک کم از آن. به خودت لعنت هم می فرستی که فلان کتاب به چاپ بیست و هفتم هم رسیده و تو تازه امروز آن را خریده ای. ناخنکت که تمام شد تازه چشمانت شروع می کنند به سوزش و درد پاهایت که هر لحظه بیشتر می شوند تمرکزت را به هم می زنند و تو تازه یادت می آید ساعت ها گذشته و دیگر صدای مادرت را نمی شنوی که یک بند تو را برای شام می خوانده است. بی توجه به درد اعتیادت به اینترنت که دائما می کوبد و یادآوری می کند که از آخرین اتصالت بیش از دوازده ساعت گذشته است و حس کنجکاویت برای ایمل و کامنت تازه سرریز شده است تاب تحمل تا سحر را ندارد و بی تفاوت به برادرت که با هیجانی که تا حالا ندیدی خبر از له شدن والنسیا با شش گل زیر دست و پای بارسلونا می دهد و تو که اصلا یادت رفته آنقدر عاشق بارسا بودی که پایت به نیو کمپ هم باز شده اصلا نمی دانی چرا خوشحال نمی شوی. اصلا چرا اتاق فلو شده؟ شکمت به قار و قور افتاده و تو تعجب می کنی که مگر شام نخورده ای؟ و تو دیگر چیزی یادت نمی آید تا وقتی که با کوبش وحشتناک درب پارکینگ از خواب می پری و پیش از هر چیز بر همسایه و این سنت ناجوانمردانه بامدادیش و سماجت بی بدیل او در اجرای هر روزه ی این سمفونی کوبه ای سحرگاهی لعنت می فرستی ... 

 نتایج بازدید از نمایشگاه:

۱. محل جدید نمایشگاه از نظر حمل و نقل بدلیل وجود دو ایستگاه مترو مناسبتر و راحتتر است. 

۲.  محل جدید نمایشگاه و فشرده شدن سالن هایش شور و حال نمایشگاه کتاب را از بین می برد.

۴. باز هم به این نتیجه رسیدم که زمان برگزاری نمایشگاه یعنی اردیبهشت ماه اصلا منطقی نیست.

۵. اگر مثل من پول و حوصله و انرژی و سواد کافی ندارید که تمام خواسته های کتابیتان را یکجا ارضا کنید پیشنهاد می کنم در بازدید از انتشاراتی های بزرگ و مهم لیست کتاب های امسالشان را بگیرید که بعدا بسیار به دردتان می خورد. از ما گفتن بود ! 

۶. وقتی آدم یک روز کامل بیرون از خانه باشد با پوست و گوشت و خون و تا مغز استخوان گرانی و کاهش سالانه قدرت خرید را لمس می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 2:5 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است