شاید به جرات بتوان گفت ایران یکی از معدود کشورهایی است که هر ساله شاهد برگزاری رویدادها و مسابقات عکاسی مختلفی با اهداف و رویکردهای متنوع است.در بین این رویدادهای پرشمار برخی بدلیل ساختار متفاوت ، محتوا و کیفیت آثار و نیز سیستم توزیع جوایز و برگزاری نمایشگاه از دیگران شاخص ترند و به اصطلاح کلاس کاری بالاتری دارند.یکی از این مسابقات که علی رغم سن کمش به خوبی جای خود را در میان رویدادهای پرطرفدار عرصه عکاسی کشور تثبیت کرده است و آینده روشنتری را هم می توان برایش متصور بود بدون شک جایزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان است.این جایزه علاوه بر اینکه از نظر ویژگی هایی که گفته شد یعنی ساختار کلی ، دیدگاه برگزارکننده اش ، محتوا و کیفیت عکس های منتخبش ، اهدای جوایز و برپایی نمایشگاه ، دارای دو ویژگی ارزشمند دیگر هم هست که آن را به پدیده ای نو و بدیع در عرصه عکاسی ایران تبدیل نموده اند.نخست اینکه تنها یا شاید از معدود رویدادهایی است که بصورت خصوصی برگزار می شود و هیچ نهاد دولتی و حکومتی در برپایی آن دخالت مستقیمی ندارد و دیگر ویژگی منحصر به فردش نامی است که بر آن نهاده شده.
کاوه گلستان در عکاسی ایران پدیده خوشنامی است.او چه به لحاظ نوع عکس هایش و چه به لحاظ تصویری که از آلام ایرانیان به جهان نشان داد و یا حتی نوع مرگش ، در ایران چهره ای شاخص و شناخته شده است.اما آنچه بیش از هر چیز او را بخصوص در بین نسل جوان عکاسی ایران محبوب نموده است تصویری است که از او بعنوان یک کاشف و حامی استعدادهای جوان عکاسی در اذهان نقش بسته است.شاید هم به همین جهت بود که برگزارکنندگان جایزه ای که نام او را بر خود دارد و قرار است زنده کننده یاد و خاطره اش باشد ، تصمیم به گنجاندن بخشی ویژه بنام استعداد جوان گرفتند.اما کارکرد این بخش از جایزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان در دو دوره برگزار شده تاحدودی دور از انتظار بود.تصویری که از "استعداد جوان" در ذهن بیشتر افراد نقش می بندد با دو منتخب گذشته این بخش کمی متفاوت است.شکی در این نیست که امید صالحی و مهدی قاسمی دو تن از بهترین و با استعدادترین عکاسان حال حاضر ایران هستند ، که بیش و پیش از هر چیز جایگاه فعلیشان در عرصه عکاسی ایران موید این مهم است و شاید نباشد کسی که عکاسی ایران را دنبال کند و به نامی از آنها برنخورد.یعنی بعبارت دیگر می توان گفت جایگاه آنها بعنوان عکاسانی با استعداد و برتر مدت هاست که تثبیت شده است.
اما استعداد جوان کیست ؟ از نظر این نگارنده حقیر استعداد جوان در تعریفی کلی ، کسی است که علاوه بر فاکتور جوانی دارای تمام حداقل های لازم برای تبدیل شدن به یک عکاس متفاوت است ولی علیرغم دارا بودن این استانداردها فاقد هرگونه تریبون و مجال رسمی برای بروز آثارش می باشد.بعبارت دیگر کسی که عکاسی می کند ، خوب هم عکاسی می کند ، دید متفاوت و رو به رشدی هم دارد ولی مجالی برای نمایش آثارش ندارد.شاید بتوان او را نوعی "حرفه ای آماتور" نامید.قواعد کار را می داند ، به اندازه خود تجربه دارد ، عکس هایش از نظر کمی و کیفی در حال رشدند ولی درآمدش از عکاسی نیست ، در نتیجه نمی تواند بدرستی و با تمام وقت و نیروی مفیدش عکاسی کند.آنها که با فضای عکاسی کشور و بخصوص عکاسی خبری ایران آشنایی دارند می دانند افرادی که در قالب این تعریف قرار می گیرند کم نیستند.کم نیستند افرادی که از دایره بسته عکاسی خبری حرفه ای ایران بیرون مانده اند در عین آنکه از خیلی ها بهتر و خلاق ترند.سری به شهرستانها بزنید.نام های تکراری و بی ادعای مسابقات مختلف عکاسی در سطوح پایین تر را دنبال کنید.شاید یدک کشیدن عنوان پر معنی استعداد جوان جایزه عکاسی کاوه گلستان بتواند کمی شعاع دایره بسته عکاسی خبری ایران را بزرگ تر کند.
البته از طرفی هم باید توجه داشت که با پنج تک عکس و دو مجموعه عکس نمی توان استعدادی جوان ،آنهم تابحال گمنام، برگزید.شاید ساختار این بخش و نحوه انتخاب استعداد جوان را بتوان تغییر داد.اگر ممکن است که پدیده نیکویی است.اگر هم نیست، که با شکل کنونی، انتخاب های گذشته کاملا شایسته عنوان استعداد جوانند.چرا که در یک دوره زمانی نسبتا بلند و نه با چند عکس خود را به جامعه عکاسی ایران شناسانده اند.کارشان روی تریبون های رسمی بوده و بخوبی دیده شده اند و مورد نقد و داوری قرار گرفته اند.
آنچه نوشته شد نه نقد مغرضانه بود و نه پیشنهاد آینده نگرانه ، تنها و تنها حرف دلی بود از سر دلسوزی و البته علاقه به بقای جایزه ای خوشنام و دوست داشتنی.جایزه ای که تیر و آبان ما را از یکنواختی بیرون آورده است.گاهی شیطنت می کنیم و از ویزور دوربینمان تنها با دید او کادر می بندیم.روزها را می شماریم که بیاید و کادرمان را ببیند.مجالی برای دیدن و دیده شدن است برای آنها که نادیده گرفته شده اند...گلستان های عکاسی ایران پایدار باشند.... تا همیشه تا ابد... .



