تبليغاتX
دلتنگی های پیکسلی

دلتنگی های پیکسلی

دلمشغولی های کاوه بغدادچی

 

         مجید روشنگر در دفتر انتشارات مروارید

     ادبيات مهاجرت در گفت وگوی شرق با مجيد روشنگر ، نويسنده و مترجم مقيم امريکا بررسی شد. گفتگوی گرم و جالبی که در ساختمان زیبای انتشارات مروارید با تلاش نلی محجوب صورت گرفت و یک کتاب دیگر به کتابخانه ام اضافه کرد ، دلواپس شادمانی تو هستم - گزیده عاشقانه های جبران خلیل جبران و ماری هاسکل - آنهم با امضای مترجمش !

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 8:24 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 

   منزل خانواده شيري

    اينبار بيجه هاي مرودشتي فاجعه آفريده اند و خانواده اي آرام و خونگرم را به عزا نشاندند. رنجي كه اين خانواده تحمل مي كنند بينهايت دردناك است. بلايي كه بر سر اين خانواده آمده و مصيبتي كه گرفتارشان ساخته شايد براي بسياري غير قابل تحمل باشد. از نزديك ديدم رنجي كه مي برند...براي اين خانواده شريف تنها شكيبايي و نيروي تحمل اين مصيبت را آرزومندم.

  مادر حامد در محل حادثه

   مادر حامد گريه كنان در حالي كه قاتلين را نفرين مي كرد در محل حادثه بالا و پايين مي رفت.

  بر سر مزار پسر

    

+ نوشته شده در  جمعه 25 خرداد1386ساعت 12:14 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 

                        محمد علي بهمني

       محمدعلي بهمني شاعري است بسيار دوست داشتني. آنها که با او دمخور بوده اند مي دانند که چقدر مهربان است اين آدم؛ خوي نرم و آرامي که در فضايي سرشار از خشونت زباني اين روزها براي خودش غنيمتي است آنقدر آرام است که به قول خودش همسرش هميشه به او مي گويد بالاخره من خشم تو را نديدم. باور نمي کنید چطور با صبر و حوصله همراه من قدم زد و هرجا و هرگونه که از او خواستم روبروی دوربینم ایستاد و هیچ گاه شکایتی نکرد. در آخر هم يك آب پرتغال خنك در يك كافي شاپ دوست داشتني پاياني بود بر بودنم با اين استاد بي نظير. مصاحبه شرق با او را اينجا بخوانيد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 1:15 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 

                        سعيد سهيلي

    يک بار در مقدمه گفت وگويي با سعيد سهيلي نوشته بودم که شخصيت هاي فيلم هاي او خشمگين و عاصي هستند و به همه چيز اعتراض دارند. البته اين ويژگي را به خود سهيلي هم نسبت داده بودم که اين مساله باعث دلخوري او شده بود. سهيلي در شروع اين مصاحبه گفت؛«من قبول دارم که همه شخصيت هاي فيلم هايم به قول تو پرخاشگر و زخم خورده اند اما من خودم هم زخم خورده ام و در برابر زورگويي مي ايستم و گردنم را در برابر آدم هاي زورگو کج نمي کنم. ولي همه کساني که با من کار کرده اند، مي دانند که من ذاتاً آدمي عصبي نيستم و...» سعيد سهيلي معتقد است بچه هاي جنگ ما نسبت به همه آدم هايي که در جنگ هاي ديگر بوده اند خيلي زودتر فراموش شده اند و حتي زودتر انکار شده اند. او دليل اعتراض در فيلم هايش را به خاطر بغض فروخورده خودش و خيلي هاي ديگري مي داند که مي شناخت شان و حالا ديگر نيستند. او حالا در هفتمين فيلمش (سنگ، کاغذ، قيچي) هر آنچه را که براي ساخت يک فيلم مهيج يا به اصطلاح يک تريلر خوش ساخت لازم بوده گرد آورده تا از اين طريق ضمن روايت کردن يک داستان جذاب با ضرباهنگ مناسب، فرصتي هم به دست آورد و نقبي به داستان آدم هاي محبوبش بزند؛ آدم هاي سوخته از جنگ در گوشه يي قرار شده به قضاوت آدم هاي امروز بنشينند.گفت وگو با اين فيلمساز معترض را بخوانيد

 متن از : نگار باباخاني

        

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 3:37 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 

      

     سير تطور ادبيات پليسی با حضور کاظم اسماعيلی، اميد روحانی، مديا کاشيگر، کاوه ميرعباسی در روزنامه شرق بررسی شد.   

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 0:18 AM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است