۱. تا جاییکه یادم می یاد هیچ وقت به اندازه این روزها احساس نکردم که افسار زندگی از دستم در رفته. احساس می کنم هیچ کنترلی روی زندگیم ندارم. نمی دونم دقیقا کی بود شاید چند ماه پیش شایدم چند سال پیش که کنترل زندگیمو از دست دادم. وقتی بیشتر فکر می کنم می بینم شاید دو سال پیش بود. آره دقیقا دو سال پیش بود که یه اشتباه استراتژیک مرتکب شدم و روی یکی از اصول زندگیم ، که یکی از قرارام با خودم بود پا گذاشتم. آره دو سال پیش نباید از خود گذشتگی می کردم. ولی کردم و سیل وقایع عجیب و غریبی منو از راه اصلی و هدف بزرگم دورتر و دورتر کرد اگر چه اینطور به نظر نمی رسید. اوج ضربات آن اشتباه بزرگمو این روزها بخوبی دارم احساس می کنم. خیلی از امیدهای ما ارزش سرمایه گذاری ندارند. افسوس که اینو دیر می فهمیم.
۲. شاید به جرات بتونم بگم از هیچ احساسی به اندازه بلاتکلیفی بدم نمی یاد.تا حالا احساس کردین کلی کار دارین که باید انجام بدین ولی نمی تونین شروع کنین و نمی دونین چرا یا اصلا از کجا باید شروع کنین ؟ کلی کار نکرده هست با کلی ایده زمین مونده ولی هیچ کوششی نمی کنم. دارم کاملا به این باور می رسم که یه Procrastinator واقعی هستم.
۳. چند وقت پیش دلو زدم به دریا و با قطار یه سفر کوتاه رفتم. یه جورایی به راه آهن کشور امیدوار شدم البته می گن فقط قطارهای مسیرهای غرب ایران به این خوبیه. همین هم امیدوارکنندس. از قطارهای ایتالیا که بهتر و تمیزتر بود. جایی می خوندم سهم حمل و نقل ریلی ایران در جابجایی بار هفت درصد و در جابجایی مسافر چهار درصده. خیلی کمه ولی ظاهرا رو به رشده و بودجه خوبی براش اختصاص داده شده است. راستی حالا که حرف قطار شد این انگلیسی حرف زدن راهنمای مترو تهران هم خیلی باحاله !!!
۴. در مورد بند یازدهم این نوشته و قولی که داده بودم الان وقت عملی کردنشه. یکی از همین روزای ابری و سرد که بطور وحشتناکی در اوج ناامیدی بودم رسیدن بسته ای یکم حالمو بهتر کرد. کاتالوگ بسیار زیبا با چاپی قابل ستایشه و چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود کیفیت و تنوع عکس های عکاسان ویتنامی بود که بسیار رشد کردند. کلا مجموعه عکس خیلی خوبیه و تنوع ادیان در دنیا رو خیلی روشن و زیبا نشون می ده. دو عکس من هم این و این یکی هستند.
۵. در جهان ملت های بیچاره زیادی وجود دارند ولی در بین همین ملت ها مردم غزه جزو بیچاره ترین ها هستند. مردم مظلومی که بدون اینکه گناهی داشته باشند قربانی سهم خواهی ها و قدرت طلبی های دولت ها و گروه های محلی و بین المللی شدند. هجوم این مردم مظلوم برای شکستن دیوار مرزی رفح مصر یکی از غم انگیزترین لحظات تاریخ رو رقم زد. نقش حکومت های خوب در بهبود کیفیت زندگی مردم و آرامش آنها غیر قابل انکاره. رویداد عجیب دیگر هم سقوط شصت و یکمین دولت ایتالیا پس از پایان جنگ جهانی دوم بود. این رکورد که فقط در شصت و سه سال بدست اومده آنقدر بی نظیر بود که سیاستمداران ایتالیا رو به فکر اصلاح سیستم سیاسی این کشور انداخت. احزاب کوچک در این کشور قدرت زیادی دارند مثلا در همین مورد آخر با خروج فقط یک حزب کوچک دولت چپگرای پرودی سقوط کرد که می تونه روزای بدی رو در پی بیاره. رومانو پرودی از اون سیاستمدارانی است که وجودش برای اروپای کنونی لازمه. خط و نشون های سیلویو برلوسکونی راستگرا نمی تونه علامت خوبی باشه بخصوص برای مهاجران خارجی ایتالیا. امیدوارم موج راستگرایی که اروپا رو از سوئد تا فرانسه در برگرفته به ایتالیا سرایت نکنه. فعلا که متاسفانه باید گفت " آری ودرچی رومانو" !!!
۶. بعد از چهار سال عکاسی امسال اولین تاسوعا و عاشورایی بود که اصلا نتونستم از خونه برم بیرون. حوصله نداشتم. انگیزه هم نداشتم. دنبال یه شعری در مورد عاشورا می گشتم هرچی بیشتر دنبالش گشتم بیشتر پیداش نکردم.
۷. خیلی خوب شد اینا رو نوشتم. اینو حال الانم بهم می گه. راستی تو هم خندیدی . بعد از مدت ها. خوب یادمه به آلن دلون خندیدی ! شایدم به من !