۱. بالاخره با هر زحمتی بود با صرف کلی وقت و محبت برخی دوستان موفق شدم یک حالی به این ویروس سرا بدم و پس از مدت ها از اینترنت لذت ببرم. نمی دونید زندگی با آنهمه ویروس چقدر وحشتناک شده بود. سپاس ویژه دارم از بهنام عزیز که با آخرین ورژن McAfee نقش مهمی در این گندزدایی مجازی داشت. کامپیوتر پر سرعت زندگی رو زیباتر می کنه.
۲. با کمی تاخیر تبریک عرض می کنم پیروزی خوزه لوئیز رودریگز زاپاترو این سوسیالیست خوش چهره اسپانیایی رو در انتخابات هفته گذشته. خدا رو شکر که حداقل این خطه اروپا بدست راست های افراطی نیفتاد. شاید هنوز مردم اروپا خرده عقلی براشون مونده باشه. ! Viva Zapatero ولی متاسفانه اوضاع ایتالیا داره وخیم می شه با یک سری کارای این برلوسکونی دیگه کم کم کار داره از راستگرایی می گذره و به فاشیسم می رسه. یه نگاهی به فعالیت های احزاب راستگرای ایتالیا در هفته گذشته بندازین.
۳. دیروز ما هم انتخابات داشتیم بابا !!! نمی دونم با اینهمه مشکلی که عکاسی از حوزه های رای گیری داره بخصوص برخوردهای توهین آمیز و محدودیت های خنده دار بدون توجیه نیروی انتظامی چرا بازهم برخی از دوستان سر و دست می شکنند از این رویداد عکاسی کنند. من که امسال عکاسی انتخاباتی رو کلا تحریم کردم و کلی هم حال کردم و بجای سر و کله زدن آدم هایی که هر کدامشون یه فرمانده هستند ترجیح دادم به امورات پاستوریزاسیون این کامپیوتر بیچارم برسم.
۴. نمی دونم چرا یک عده از دوستان عزیز نمی خوان باور کنن که چپگرایی در دنیای کنونی تغییر کرده و در قرن بیست و یکم نمی شه با شیوه های قرون گذشته به چپ پیچید. در ادامه مباحث بند سه این نوشته باز هم می گم با هر مقیاسی کاسترو یک دیکتاتور بود. امروز در سالنامه اعتماد به جمله خیلی جالبی برخوردم " هیچ معیار دموکراتیکی حضور یک رهبر سیاسی را برای ۵۰ سال در قدرت بر نمی تابد. گاهی فاصله بین دموکراسی و دیکتاتوری یک تار مو است." مگر مردم یک کشور چند سال و چند بار قرار است زندگی کنند که اینهمه سال مثل موش های آزمایشگاهی در یک جزیره فسقلی حبس شوند چون یک نفر می خواهد نشان دهد که کمونیزم مذموم هنوز نفس می کشد. با هیچ معیار و دلیلی حتی خوشبختی نمی توان آزادی را از مردم گرفت.
۵. یکی از وحشتناک ترین نقاط دنیا بدون شک این نمایشگاه های فروش بهاره است. نمی دونم به شما چه احساسی دست می ده وقتی این اقشار زحمتکش کارمند را می بینید که دستان تعداد زیادی کودک قد و نیم قد را گرفتن و با کیسه هایی پر از اجناس بنجل چینی از نمایشگاه خارج می شن. من که چندشم می شه. مطمئنم اگر هدایت به هر طریقی اون موقع از خودکشی منصرف می شد و زنده می موند غیر ممکن بود دیدن این نمایشگاه ها و استقبال باشکوه مردم از این پدیده های امیدوار کننده و بخصوص صحنه خروج خانواده های عزیز از سالن های نمایشگاه در حالیکه بسته های محتوی کالاهای با کیفیت وطنی و چینی رو شادمانه در آغوش کشیده اند، اینبار به او فرصت زندگی بدهد ! دیگه اینقدر هم نباید اشل زندگی رو کوچک گرفت.
۶. چند روز پیش یه جایی بودم دوباره این بحث دیجیتال و هنر و این مسائل چندش آور مطرح شد. راستش اصلا حوصله ندارم الان در این مورد بنویسم ولی امروز خیلی اتفاقی این نوشته رو دیدم که خیلی از حرف های دل منم زده بود. به نظرم کسانی که با دیجیتال و فتوشاپ مشکل دارند درک درستی از هنر و اینکه چه ویژگی هایی یک اثر را به هنر و خالقش را به هنرمند تبدیل می کنند، ندارند.
۷. عاشق و معتاد اینجام. اگر بخوام دو تا خبرگزاری بیطرف و باکیفیت رو انتخاب کنم یکیش حتما این یورونیوز خواهد بود. سبک خبری و تنوع کاری و موضوعات انتخابی و بخصوص نگاهش به دنیا و واقع بینیش رو خیلی دوست دارم. هر روز صبح باید چکش کنم. مثلا اینارو ببینین چقدر باحال هستن از داستان زندگیشون خیلی خوشم اومد. یورونیوز که زیر نظر کمیسیون ارتباطات اتحادیه اروپا اداره می شه در واقع شبکه رسمی اتحادیه اروپاست و بودجه ثابت سالانه پنج میلیون یورویی داره که توسط کشورهای عضو تامین می شه و پایگاه اصلیشم در استراسبورگ فرانسه قرار داره و نزدیک به ۱۹۳ میلیون خانه در ۱۲۱ کشور جهان بیننده این شبکه هستند که پربینندهترین شبکه خبری اروپایی است. انصافا نسبت به بسیاری از رسانه های غربی بیطرفتر عمل می کند.
۸. بوی عيدی، بوی توپ، بوی كاغذرنگی،
بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو،
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ،
با اينا زمستونو سر میکنم،
با اينا خستهگیمو در میکنم!
..... این روزها چقدر می چسبه این شعر با صدای گرم و پر صلابت فرهاد مهراد.