« به خانه مى رفت... / با كيف و / با كلاهى كه بر هوا بود / چيزى دزديدى؟ / مادرش پرسيد / دعوا كردى باز؟ / پدرش گفت / و برادرش كيفش را زيرورو مى كرد / به دنبال آن چيز / كه در دل پنهان كرده بود / تنها مادربزرگش ديد / گل سرخى را در دست فشرده كتاب هندسه اش/ و خنديده بود. »
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 9:37 AM  توسط کاوه بغدادچی
