تبليغاتX
دل‌تنگی‌های پیکسلی

دل‌تنگی‌های پیکسلی

۴۰ درصد ایرانیان به حد تعادل،۴۰ درصد بیش از نیاز و ۲۰ درصد کمتر از نیاز خود پروتئین دریافت می کنند.

 

   دارم منفجر می شم. پر از انرژیم. پر از پیروزی. پر از امید. پر از هیجان. شاید به جرات بتونم بگم خواستن و تلاش و رسیدن، همین سه فرایند ساده، بزرگترین فاکتورهای شادی در انسان ها باشند. شاید هیچ چیز و هیچ لذتی رو نشه با لذت رسیدن به خواسته ها پس از تلاش سخت مقایسه کرد. لذت اینکه انسان خودش و توانایی هایش را بیشتر بشناسد. اگر گاهی اوقات کمی به همین اطراف، به خیالمان، یکنواخت خودمان نگاهی کمی و تنها کمی ژرفتر بیندازیم پدیده هایی را می بینیم که خارج از دایره دقت ما ایستاده اند ولی شگفتا که پتانسیل بزرگی برای شاد کردن ما دارند. فقط کافی است به آنها هم توجه کنیم.

   پس از سه چهار روز دوری از زندگی پویا و تمدن و بشریت و مدنیت و انسانیت، بالاخره بسلامتی غار نشینی ما هم به پایان رسید و با کله و با اشتهایی که در وصف نمی گنجید هورا هورا گویان از غار زدم بیرون و با شوقی چون شوق پروانه رها شده از حصار پیله دویدم و دویدم تا به دروازه مدنیت رسیدم. روشنش کردم. منتظر شدم تا بالا بیاد. بالا که آمد نتوانستم صبر کنم تا ساعت شنی کنار پیکان موشواره محو شود و اعلام کند محبوبم به مرز آمادگی رسیده است. Start و Settings و Network Connections و Dial رو مثل همیشه چشم بسته گذراندم و تا لیوان نسکافه ام رو بهم بزنم، شیرجه آمدم اینجا ! تو غار که بودم فکر می کردم در نبودم دنیا شاید کمی مهربانتر شده باشد. ولی نخستین تیترهایی که دیدم بار دیگر یادآوری کرد که هنوز فکری بحال ساده لوحیم نکردم.

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران منحل اعلام شد

اروپا تحریم ایران را تشدید کرد

ایران: تحریمهای اروپا متناقض و بی معناست

خروج سازمان مجاهدین از لیست سیاه بریتانیا  

هشدار جامعه جهانی به دولت زیمباوه 

صدها مسافر کشتی فیلیپینی غرق شدند

ده ها میلیون دلار درآمد طالبان از مواد مخدر 

مرگ سه کودک ورزشکار در یک تصادف در تبریز

اعلام جدول خاموشی ها

اسرائیلی ها دو فلسطینی را در کرانه غربی کشتند

سیل و رانش زمین در جنوب چین قربانی گرفت

کتابفروشی مرکزی شهر کتاب بسته شد

با سه بازی دیگر جام ملت های اروپا به پایان می رسد !

   این وسط واقعا دیگه تاب تحمل داغ این موگابه رو ندارم. آتیش زده به هرچی دله. مرتیکه دیکتاتور نمی تونه راه بره، تلو تلو می خوره، اندازه درخت سکویا سن داره، دو دستی چسبیده به قدرت ول نمی کنه. بابا بمیر دیگه. اینجور آدم ها نمی دانند سال ها از اختراع تاریخ !!! می گذرد؟ من واقعا از روی فیدل شرمندم. ولی باور کنید هنوز هم می شود امیدوار بود. هنوز هم انسان هایی را می بینم که زندگی می کنند. آفرین بر تمام انسان هایی که زندگی می کنند. شاید هیچ چیزی بهتر از این حال اکنون مرا توصیف نکند. تقدیم به تمام آنان که زندگی می کنند. با صدای خیلی بلند گوش کنید. شاد باشید. همیشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 10:4 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است