طنین صدای شجریان در تهران شاید بهترین رویداد این روزهای یکنواخت بود ولی مسائل و حواشی این کنسرت دل خیلی ها را آزرد. از آنها که در صف های طولانی ایستادند و بلیطی نگرفتند تا عکاسانی که اجازه عکاسی از اسطوره آواز ایران را نداشتند. همین چند عکسی هم که از این کنسرت منتشر شده است به لطف زیرکی ، شجاعت و بعضا آشنایی عکاسان با مسئولین اجرایی کنسرت است.
اما استاد شجریان که همواره بدلیل تکنیک منحصر به فرد،وسعت خوانندگی،درستی اجراها و تنوع تحریرهایش در صحنه آواز سنتی ایران جایگاهی ویژه داشته است ، این روزها رقیب یا بهتر بگویم جانشینی پیدا کرده است. همایون شجریان در موسیقی سنتی ما پدیده ای ارزشمند است. شباهت شگفت انگیز صدایش به پدر و دنباله روی های آگاهانه از او نوید ظهور استاد دیگری را می دهد. بخش اعظم شورآفرینی این کنسرت هم مانند چند اجرای اخیر این گروه مدیون پختگی مضراب حسین علیزاده و سوز بی نظیر کمانچه استاد کیهان کلهر بود.البته شاید این دو روزهای بهتری هم داشتند. استاد شجریان هم هنوز به حق خسرو آواز ایرانی است. محمد رضا شجریان کسی است که بسیاری از اشعار زیبای ادب فارسی را با لحن و طنین صدای او زمزمه می کنیم.
ولی احساس می کنم موسیقی سنتی ما برای تلفیق با شعر نو هنوز خیلی کار دارد. نمونه اخیر با شعری از زنده یاد سپهری و نمونه های قبلی در آلبوم های "فریاد" و "زمستان است" اگرچه در نوع خود آثاری قابل تحسین اند ولی آن دلنشینی آثار دیگر استاد را ندارند. البته باید اعتراف کنم که من به هیچ عنوان خود را در حد نقد استاد و آثارش نمی بینم و آنچه نوشتم صرفا برداشت های شخصی خودم بود.
