تبليغاتX
دل‌تنگی‌های پیکسلی

دل‌تنگی‌های پیکسلی

۴۰ درصد ایرانیان به حد تعادل،۴۰ درصد بیش از نیاز و ۲۰ درصد کمتر از نیاز خود پروتئین دریافت می کنند.

 

      چند سال پیش س.صمدیان حرف جالبی زده بود. تو یه مصاحبه ‌گفته بود اتفاقاتی که یک عکاس خبری ایرانی در سی سال گذشته تاریخ ایران تجربه کرده برای یک عکاس سوئیسی ممکن ئه در چند قرن اتفاق بیفته. این روزها که خواسته یا ناخواسته شتاب زندگی همه ما یه جورایی بیشتر شده سرعت تجربه‌اندوزی‌مون هم بیشتر شده. مثلن من اصلن فکر نمی‌کردم در طول یک روز در دانشگاه از صبح تا شب شاهد چنان رویدادهایی باشم و چیزهایی رو از نزدیک ببینم که چندین سال فقط توی روزنامه‌ها در موردشون خوانده بودم. 26 خرداد 88 در میان روزهای دانشجویی من روزی فراموش نشدنی‌ شد. روزی که با خواست اکثریت خشمگین، آخرش به تمدید غارنشینی این ترم انجامید. الان بیشتر از دو هفته‌س که توی غارم. از ترم پیش محظ دور هم بودن و صفا، به غارنشینی ویولن اضافه کردم حالا از این ترم داستان کوتاه و حتی رمان هم اون وسط‌ها جا دادم. آی حال می‌ده وسط این سینوس کسینوس و رزونانس و توربیولنت و پلاستیسیته. آی حال می‌ده. اما وقتی شتاب زندگی زیاد بشه واسه آدم سئوال‌های پرشتاب هم ایجاد می‌شه و این سئوال‌های پرشتاب رو با هر چیز دم‌دستی و کم‌شتابی نمی‌شه پاسخ داد. بقول ما مکانیک‌ها مومنتوم‌ش باید زیاد باشه. یکی از این مومنتوم بالاهایی که این روزها با کله رفتم توش دیوان شاملو‌ ئه. و در این با کله شیرجه رفتن دارم چیزای جدیدی کشف می‌کنم. چیزایی که تا حالا نکشفیده بودم. اصلن آدم باید بشینه گاهی یه سری چیزها رو دوباره بخونه.

  پی‌نوشت: این دیوان شاملو رو کسی برام خرید که اون موقع فکر می‌کردم "انسان" رو می‌فهمه و معنی این کلمه رو می‌دونه ولی بعدن بهم ثابت شد که اون هم از اون‌هاست که جلوتر از نوک دماغ‌ش رو نمی‌بینه. و این‌جوری این قضیه شد یکی از بزرگ‌ترین پارادوکس‌های بی‌جواب زندگی من. این‌که چرا کسی که هنوز انسان رو نمی‌فهمه و سرنوشت انسان‌های دیگه براش مهم نیست دیوان شاملو کادو می‌بره. چند وقت پیش جواب این پارادوکس رو پیدا کردم: ما ملت ظاهربین و سطحی‌نگری هستیم. استاد ادا درآوردنیم. به همین راحتی. این‌ها رو خیلی راحت در مورد اون دوست این‌جا می‌نویسم چون مطمئنم به همون دلیل نوک دماغ عمرن گذرش به این‌جا بیفته. 

+ نوشته شده در  شنبه 30 خرداد1388ساعت 8:25 PM  توسط کاوه بغدادچی  | 

 
هرگونه استفاده از نوشتار و عکس های این وبلاگ بدون اجازه کتبی از صاحب آن در نشريات چاپی و اينترنتی ، حتی با ذکر نام و منبع ، ممنوع است