<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دلتنگی های پیکسلی</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/</link>
<description>دلمشغولی های کاوه بغدادچی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 24 Jul 2008 12:03:37 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>The Door</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-289.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/16jkos9.jpg&quot; align=baseline border=4&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 12:03:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=289</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-289.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیشمن بالکان</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-288.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; در زندگی انسان رویدادهایی هست که هر از گاهی فرکانس نرمال و یکنواخت زندگی ما را دستکم اندکی بالا و پایین می کنند و شاید کارشان یادآوری این نکته باشد که زندگی تنها مجموعه ای از یکنواختی ها نیست. هر انسانی بسته به اینکه تا چه اندازه گیرنده های حسی اش در این دنیا فعال باشند، خواه ناخواه سهمی از این رویدادهای کسالت شکن را دریافت می کند. دستگیری چند روز پیش  &lt;A href=&quot;http://radiozamaaneh.com/pourmohsen/2008/07/post_133.html&quot; target=_blank&gt;‌رادوان کارادزیچ یا کاراجیچ&lt;/A&gt;، یکی از سه مقصر عمده رویدادهای خونین اوایل دهه نود بالکان، خود به یکی از این رویدادهای کسالت شکن تبدیل شده است. دستگیری او از آن رویدادهایی است که می توان تا سال ها درباره آن نظرات جدید شنید. اینکه چگونه فردی تا این اندازه مهم می تواند بیش از دوازده سال فرار کند و زندگی عادی داشته باشد، اینکه چرا الان به دام افتاده و چه کسانی از این شکار بزرگ سود می برند سال ها پتانسیل پاسخگویی دارند. قصاب سربرنیتسا بدون شک مسئول اصلی آفرینش یکی از سیاه ترین فصل های تاریخ بشر است. رویدادی که به تنهایی در آن جان نزدیک به هشت هزار انسان تنها به این دلیل که ایدئولوژی متفاوتی داشتند گرفته شد. خیلی ها از همین حالا به او لقب آیشمن بالکان داده اند. کسانی که امروزه دادگاه برپا می کنند و افتخار می کنند به اجرای عدالت آیا تاکنون از خود پرسیده اند که آنروز سیاه در سربرنیتسا آن ۸۰۰ پاسدار صلح هلندی سازمان ملل چه می کردند؟ همین سئوال را در مورد دارفور سودان هم باید پرسید. چیزی که شاید بیش از هر چیز جلب توجه می کند این است که ورای عدالت و این صورت های ظاهری، آدم خواران و دیکتاتورهایی از این دست تنها به مهره های بازی و امتیازگیری جناح های مختلف تبدیل شده اند و باید هنوز انتظار بکشیم ببینیم بعد از دو قصاب بالکان سومین قصاب یعنی راتکو ملادیچ کی به دام می افتد. شما واقعا فکر می کنید برای سیا یافتن اسامه بن لادن کاری تا این حد دشوار است؟  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت:&lt;/STRONG&gt; آیشمن یکی از بلندپایه ترین سران حزب نازی آلمان بود. وی پس از پایان جنگ جهانی دوم مخفیانه به آرژانتین گریخت و سال ها با هویت جعلی در آنجا زندگی کرد تا اینکه سرویس های اطلاعاتی اسرائیل پی به هویت واقعی او بردند و او را از آرژانتین ربودند و به تل آویو بردند و یک سال بعد هم به جرم کشتار یهودیان اروپا به دارش آویختند.    &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 19:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=288</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-288.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیگه تنها نیستی</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-287.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;      چقدر سخته که حس کنی تنهایی. چقدر سخته که حس کنی که فقط تو هستی و تنها تویی که باید ۲:۳۰ بامداد از رختخواب گرم و نرمت بزنی بیرون، از خونت بزنی بیرون، بری وسط یک جاده پیاده بشی. منتظر بشی و بشماری که کی می رسند. از باد سرد بامدادی فرار کنی و سینه دیوار پناه بگیری و تازه یادت بیفته که دلت رو خونه جا گذاشتی. می ترسید، نیاوردیش. پس دلت با کاری نیست که می خوای انجام بدی. چقدر مردمان در این ساعت روز ترسناک ترند و چقدر بوق تریلی های عبوری گوشخراش تر. چقدر به خودت لعنت می فرستی که نمی تونی نه بگی و الان اینجایی. انتقام بی خوابیت رو باید از کی بگیری؟ چرا اینهمه سرنگ و شلنگ ریخته رو زمین؟ چرا نمی یان؟ می یان. از روی گاردریل سیاه می پری پایین و اعتنا نمی کنی که دست هات سیاه شدند. می پری بالا. سلام فلانی هستم. سلام منم فلانی هستم. سلام می شناسمتون. سلام چطوری؟ سلام راستش فکر نمی کردم بیای! شاید هم اصلا فکر نمی کردی اینقدر کله شق باشم؟ می زنه پشتت. راه می افتید. یکی از سرنشینان جلو کمربندش رو نبسته و این آزارت می ده. با خودت می گی جای هدایت خالیه. راننده رو نگاه می کنی. بی اعتنا به بوق سرعت غیر مجاز و جاده فرعی تاریک پر دست انداز و بنزینی که دیگه چراغش روشن شده همین جور داره گاز می ده. حدس می زنی ماشین دولتیه. شیشه کمی پایینه و له له باد سرد بامدادی نمی گذاره به چیزی غیر از موهای ، حالا دیگه کوتاهت، فکر کنی. خسته می شی. سردته. یک چرخش کوتاه دستگیره شیشه. سکوت. حالا می تونی فکر کنی. به تجربه جدیدت. مگه همیشه دوست نداشتی تجربه جدید داشته باشی؟ خوب این هم یک تجربه است. از اون تکرار نشدنی هاش. از اون هایی که فقط تعداد کمی از اینهمه انسان می تونن داشته باشند. می شکنه. سکوت رو می گم. سرنشین جلویی در باب فواید گیاهخواری منبر رفته. می گه آدم اگه گوشتخوار بود باید دندوناش مثل ببر بود نه اینجوری که الان هست! می خندی و توی ذهنت می چرخد که لطفی چنان ندارد بی گوشت زندگانی! دوباره به بیرون خیره می شی. دیگه داره روشن می شه. مرز سیاهی زمین و سورمه ای آسمون واضحتر شده. نخوابیدی ولی چشمات نمی سوزه. دیگه تنها نیستی.     &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 10:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=287</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-287.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب های تابستانی الهیه</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-286.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;      &lt;IMG alt=&quot;حدس بزنید این دو نفر چه کسانی هستند؟&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/jakihc.jpg&quot; align=baseline border=4&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 19:10:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=286</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-286.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر فواید سی سالگی</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-285.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;    دوستی دارم که به تازگی سی سالگی رو رد کرده. منبر رفته بود و در باب سی سالگی و نقطه عطف زندگی و گذر عمر و این جور مسائل کلی برام سخنرانی کرد. ولی یک حرف جالبی می زد. می گفت آدم تا سی سالش نشه دایم فکر می کنه پدیده خاصی است و یگانه استعداد آفرینش است و خلاصه تمام مردم موظفند به این پدیده بی نظیر احترام بگذارند و حساب ویژه ای براش باز کنند ولی نمی دونم چی می شه تا آدم به سی سالگی می رسه ناگهان می فهمه هیچ - ببخشید - پخی نیست و تازه به فکر یک زندگی نرمال می افته و با این واقعیت کنار میاد که من هم فقط یک انسان معمولیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Jul 2008 19:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=285</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-285.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلتنگی</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-284.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;واسه پر کشیدن من &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;خواستی آسمون نباشی&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;حالا پرپر می زنم تا ه&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;میشه آسوده باشی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=right&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;دیگه نه غروب پاییز &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;رو تن لخت خیابون&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نه به یاد تو نشستن &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;زیر قطره های بارون&lt;BR&gt;واسه من فرقی نداره &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;وقتی آخرش همینه&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;وقتی &lt;A href=&quot;http://www.umahal.com/song/30023.htm&quot; target=_blank&gt;دلتنگی&lt;/A&gt; این خاک &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;توی لحظه هام می شینه&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره&lt;BR&gt;ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt; &lt;STRONG&gt;پی نوشت:&lt;/STRONG&gt; سیاوش قمیشی یکی از معدود خوانندگان ماست که با بودنش، می تونیم سرمون رو بلند کنیم و بگیم ما ایرانی ها هم موسیقی داریم. به همین ترانه جدیدش گوش کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 17:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=284</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-284.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خشک و تر با هم می سوزن</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-283.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     &quot;  لیلا سیگارش را روشن می کند و می گوید: من تا پنج شش سالگیم رو اصلا یادم نمی اومد. بس که بد بود. آدم چیزهای بد رو فراموش می کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;      نگار: فکر می کردم آدم چیزهای خوب رو زود فراموش می کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     - گاهی چیزهای خوب با بد طوری قاطی می شن که نمی شه جداشون کرد، مغز آدم های تنبلی مثل من هم حوصله جدا کردن نداره. بعد یهو می بینی یک عالمه خاطره از ذهنت پاک شده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     - خشک و تر با هم می سوزن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     - لیلا لبخند می زند. می گوید: من نذاشتم بسوزه. تو فکر کن مثلا دیروز که مادرجان مرد. خب خیلی بد بود. حالا اگر من اختیارم رو بدم دست ذهنم دو تا کار می کنه. یکی اینکه میاد می چسبه به همین موضوع و ول نمی کنه. یا اینکه اصلا خودش رو می زنه به اون راه و فراموش می کنه که هر دو تاش بده. وقتی به این خاطره می چسبه، هم نمی ذاره من امروز کار کنم، هم هر اتفاق خوبی رو هم که دیروز افتاده خراب می کنه چون اصلا وقت نمی ده که من اونها رو ببینم. اگر فراموششون کنه میاد و روی تمام اتفاق های خوب دیروز هم خط می کشه و بدتر از اون هر تجربه ای که من دیروز به دست آوردم. مثلا اگر من دیروز فهمیدم چه جوری می شه حلوا درست کرد، ذهن همه رو فراموش می کنه. اون وقت حساب کن دیروز کش بیاد و بشه شش سال از زندگی، اون هم بچگی. اون وقت من باید تجربه کنم که هر چیز داغی می سوزونه. &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;سرخی تو از من - سپیده شاملو - نشر مرکز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;    &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jul 2008 18:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=283</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-283.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ سکسی من</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-282.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;       ۱. یک بابای باحالی برداشته در گوگل Search کرده &quot; سکس با دختر &quot;،&quot; عکس از دختر سکسی &quot;،&quot; عکس از سکس با دختر سکسی &quot;،&quot; سکس با دختر سکسی&quot;،&quot; عکس از سکس با دختر لخت سکسی&quot; و یکسری عبارت اینجوری، بعد جالب اینجاست از نتایجی که گوگل برای جستجوهاش نمایش داده نه یک بار بلکه چند بار وارد وبلاگ من شده ! حال شما خوبه؟ خانواده محترم خوب هستند؟ گوگل جان خوبه؟ نکنه از عوارض خداحافظی بیل گیتس از مایکروسافت باشه؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;   ۲. نه سال از ۱۸ تیر ۷۸ گذشت. پیشنهاد می کنم در همین ارتباط فیلم مستند &quot;زندگی همین است&quot; کاری از پیروز کلانتری را حتما ببینید. من &lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/06/080628_an-aa-short-movies.shtml&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; که بودم دیدم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Jul 2008 17:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=282</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-282.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودم را اینگونه می بینم</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-281.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     تمام چهار روز گذشته رو یا خواب بودم یا عقده های رانندگیم رو خالی می کردم یا روی صندلی های راحت &lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/06/080628_an-aa-short-movies.shtml&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; زیر باد سرد و خشک کولر اسپریت لم دادم و تا می طلبید فیلم دیدم یا آنقدر موسیقی گوش کردم که سرسام گرفتم. نمی دونم از عوارض آزادی پس از غارنشینیه یا همون داستان تمرکز یا شایدم سندرم پایان جام ملت هاست. تو غار که بودم دلم می خواست رمان بخونم. ده تا ده تا هم بخونم هر شب هم یک دونه بخونم. الان از صبح دارم استخاره می کنم کی شروع کنم با کدوم شروع کنم. از صبح تصمیم گرفتم بنویسم ولی ننوشتم. نه اینکه دلم نمی خواد بنویسم یا موضوعی ندارم که بنویسم. تنبل شدم در نوشتن. گاهی اوقات هم برای اینکه تنبلیم رو توجیه کنم می گم کمال گرا شدم ! امروز عین این وظیفه شناس ها جارو برقی رو برداشتم افتادم به جون اتاقم. کلی خرت و پرت ریختم بیرون. نیم کیلو هم خاک جم کردم. جای پرینتر و اسپیکر رو هم عوض کردم تا زندگیم از یکنواختی در بیاد ! هنوز به زمان نیاز دارم. هنوز چشمام به نور بیرون غار عادت نکرده. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 15:25:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=281</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-281.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من Ligabue می شوم</title>
<link>http://kavehpix.blogfa.com/post-278.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     دارم منفجر می شم. این بار از خنده. یک دوست ناخوش مشرب تاحدودی بد اخلاق دارم که یک مدتیه رفته ایتالیا مثلا درس بخونه. چند روز پیش دچار کیش شخصیت شدم و یک عکس پرتره جدید از خودم براش فرستادم در حالیکه موهام نسبت به آخرین دیدارمون خیلی بلندتر شده. امروز ایمیل زده که با دیدن عکس جدید من، اول به اندازه سهمیه یک سالش خندیده، بعد هم نوشته اگر بتونم این موها رو حفظ کنم در میانسالی شکل &lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Image:Luciano_Ligabue.jpg&quot; target=_blank&gt;Ligabue&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;می شم !!!! خیلی با حال بود. شما رو بخدا واقعا اگر من به میانسالی برسم &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=qoQPhNwCtbE&quot; target=_blank&gt;این شکلی&lt;/A&gt; می شم؟؟؟!!!!! خیلی هیجان انگیزه یکی بشینه &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=3MusLT1PSLw&quot; target=_blank&gt;قیافه چندین سال بعد &lt;/A&gt;آدم رو تجسم کنه، بعد صاف بگذاره جلوی آدم. شاد باشید.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پی نوشت : ! Viva Spania ! Ole Spania !  Le Amamos&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Jun 2008 19:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehpix&amp;postid=278</comments>
<dc:creator>kavehpix</dc:creator>
<guid>http://kavehpix.blogfa.com/post-278.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
