تئاتر ماه یک هفته بود







ادامه عکس ها در پایین نوشته زیر
نخستین جشنواره تئاتر ماه ( معنویت ، اندیشه ، هنر ) قزوین درست یک هفته پیش به پایان رسید.تا بحال از تئاتر عکاسی نکرده بودم و در این عرصه کاملا بی تجربه بودم.از طرفی با توجه به امتحانات پایان ترم دانشگاه هم روزهای شلوغی را می گذراندم، ولی وقتی در یک عصر سرد اوایل دی ماه استاد عزیزی تماس گرفت و پیشنهاد عکاسی جشنواره را داد با اینکه همان موقع برنامه امتحانات پایان ترم جلویم بود ولی به احترام آن استاد عزیزم نتوانستم نه بگویم و البته باید اعتراف کنم که عکاسی از تئاتر را هم کار مشکلی نمی دانستم.
اما الان در مورد عکاسی از تئاتر نظر دیگری دارم.البته آنچه می نویسم صرفا برداشت های شخصی من است و دلیلی بر درستی آنها نیست.معتقدم آنچه عکاسی تئاتر را سخت می کند کمپوزیسیون و حذف و اضافه عناصر در کادر نیست، یعنی نه تنها کادربندی در عکاسی از تئاتر کار مشکلی نیست بلکه تئاتر یکی از آسانترین عرصه ها برای کادربندی است و سوژه ها به آسانی خود را نشان می دهند.کافی است عکاس یکی دو بار تئاتر را تماشا کند و با میزانسن ها و نورهای آن آشنا شود.آنچه عکاسی از تئاتر را سخت می کند، مخصوصا عکاسی از تئاتر زنده را، شرایط سالن اجرا و تماشاچیانی هستند که آمده اند در سکوت و تمرکز تئاتر را دنبال کنند و صدای نامنظم شاترهای عکاس تمرکز آنها را برهم می زند.در سالن پر از تماشاگر عکاس محدودیت حرکت دارد و البته صدای شاتر دوربین هم او را معذب می کند.حالت عجیبی است یعنی هم حق با عکاس است و هم حق با تماشاچی.
یکی دیگر از عوامل مشکل کننده عکاسی از تئاتر شیوه نورپردازی است.معمولا نورهای کانونی بسیار قوی هستند و نورهای کناری نسبت به آنها بسیار ضعیفند.در این حالت اکسپوز کردن صحنه با نورهای مختلف بسیار سخت است و عکاس یا باید تنها به عناصری که در نور یکنواخت قرار گرفته اند اکتفا کند و یا معمولا در عکس هایی که گرفته می شود قسمتی از عکس همیشه over یا under خواهد بود.این حالت بسیار به عکاسی در سایه و آفتاب شبیه است.عامل دیگر هم سالن اجراست.بیشتر سالن هایی که در ایران برای اجرای تئاتر استفاده می شوند مخصوص این کار ساخته نشده اند و عکاسی در این سالن ها آنهم از تئاتر در حال اجرا در اثر محدودیتی که برای حرکت عکاس ایجاد می کنند کار واقعا سختی است.مثلا بیشتر این سالن ها در وسط و عمود به سن، محلی برای ایستادن ندارند و جلوی سن را فقط صندلی پوشانده است.بعلاوه ظرفیت این سالن ها اکثرا بسیار کم است و ازدحام جمعیت آنهم بصورت ایستاده ، راهروهای موجود را هم از عکاس می گیرد.در برخی اجراهای این جشنواره سالن به حدی شلوغ و حرکت به قدری مشکل بود که رسیدنم به طرف دیگر سن گاهی پنج دقیقه طول می کشید.به سن هم زیاد نمی شود نزدیک شد چون تمرکز بازیگران را بهم می ریزد.
عامل دیگری که عکاسی را برایم مشکل کرده بود این بود که من همه این تئاتر ها را برای اولین بار بود که می دیدم و از میزانسن ها و چیدمان های آنها اطلاعی نداشتم.از طرفی چون هر تئاتر تنها دوبار اجرا می شد و اجرای دوم تئاتر اول هر روز همزمان با اجرای اول تئاتر دیگر آن روز بود من تنها در یک اجرا باید از تئاتری عکاسی می کردم که همه چیز آن برایم ناشناخته بود.سالن هم در حین اجرای دوم تئاتر دوم هر روز بقدری شلوغ می شد که امکان حرکت نبود و نمی شد زیاد به عکاسی در آن اجرا امید داشت.تماشاچیان هم خدا را شکر آنقدر هنر دوست بودند که حتی نمی توانستند از دست دادن پنج ثانیه از تئاتر را تحمل کنند و به جای بازیگران روی سن فید سیاه عکاس را ببینند !!!!
به این نتیجه رسیدم که عکاسی از تئاتر در حین تمرینات اگرچه هیجان و حس و حال عکاسی از تئاتر زنده را ندارد ولی آسانتر است و عکاس وقت بیشتری برای تمرکز روی سوژه ها دارد.البته اگر عکاس بتواند قبلا هر تئاتر را یکی دو بار ببیند بعد در حداقل دو اجرا از آن عکاسی کند مشکل چندانی نخواهد داشت.به جرات می گویم عکاسی از بیشتر زیبایی های یک تئاتر زنده تنها در یک اجرا و توسط تنها یک عکاس آنهم بدون اینکه تئاتر را قبلا دیده باشد امکان ندارد.هر چه قدر هم که عکس ها خوب باشد باز می توان ادعا کرد که عکس های بهتری هم می توان گرفت.در آن واحد که یک نفر نمی تواند در چند زاویه حضور داشته باشد.
عکاسی این جشنواره با تمام مشکلاتی که داشت به پایان رسید و در کل راضی ام به خاطر عکس ها و از همه مهمتر تجربه ای که در عکاسی تئاتر بدست آوردم و نیز یک هفته زندگی با تئاتر.مدتها بود فکر می کردم امروزه با وجود این هنرهای تصویری مدرن و سینما چرا هنوز هم تئاتر باید باشه ولی الان بدون اینکه دنبال دلیل خاصی باشم معتقدم تئاتر هست و باید باشه و خواهد بود تا وقتی هنر هست.تئاتر زندگی جاری در هنر است ، تئاتر احساسات زندگی است در لفاف ظریف هنر ، احساسات خوب و بد ماست در پشت جملات سنگین.
خوشحالم که یک هفته با تئاتر و تئاتری ها بودم و این بودن بهانه ای بود برای تجدید دیدار با دوستان و اساتید قدیمی ام در قزوین و گسترش حلقه دوستان هنرمندم در عرصه تئاتر و گرافیک.نود درصد عکس هایی که گرفتم محصول تنها یک اجراست ولی باز هم راضی ام می کنند.همچنین باید تشکر ویژه ای داشته باشم از محبت عباس کوثری و رضا معطریان که اگر نبود محبت آنها همین ها را هم احتمالا نمی توانستم بگیرم.بیشتر نمی نویسم چون می دانم دوست ندارند.از استاد فخرالدین صدیق شریف و آتش تقی پور و داوران محترم دیگر هم به خاطر مزاحمت دیر وقت آن شب یک بار دیگر عذر می خوام.تعدادی از عکس ها را برای نمایش می گذارم.اینها نه همه عکس ها است و نه لزوما بهترین آنها.اگر تعداد عکس ها از نمایش ها یکسان نیست بدلیل شرایط سالن ، نورها و میزانسن ها و تعداد بازیگران نمایش هاست.اینها بیشتر یک گزینش با شتاب بود ولی شاید ارزش یک کلیک را داشته باشد ...











