هیاهویی برای دیگران

      صبح روز سه شنبه، صدها سايت اينترنتی از جمله سايت روزنامه همشهری، خبرگزاری فارس، سايت جستجوگر پارسيک و سرويس دهنده وبلاگ "بلاگفا" از کار افتادند. بروز اين مشکل زمانی خبرساز شد که سايت "ايران کارتون" خبر هک شدن خود را منتشر کرد.اين سايت که با همکاری روزنامه همشهری "مسابقه بین المللی کاریکاتور با موضوع هولوکاست" را برگزار می کند گفته است روز دوشنبه "مورد حمله هکرها" قرار گرفته و چند ساعت از کار افتاده است.روزبه هاشمی ها مدير شرکت "روند تازه" که شرکت ميزبان صدها سايت ايرانی از جمله روزنامه همشهری و خبرگزاری فارس است عامل اختلالات ايجاد شده در سرورهای اين شرکت (رايانه های ميزبان سايت ها) را يک "حمله اينترنتی (Denial-of-service attack) گسترده به شبکه رايانه ای اين شرکت" عنوان کرد.

که تعلق دارند

              

                       22 بهمن 84 

راهپیمایی 22 بهمن 84

 فکر نمی کنید کم کم تعداد این پرچم ها داره خیلی زیاد می شه؟ 

نوبت حسین بود

     حسینیه کربلایی های مقیم تهران

   حسینیه کربلایی های مقیم تهران - تاسوعا

   بازار تهران - عاشورا

   بازار تهران - عاشورا

 چهار راه گلوبندک

 چهار راه گلوبندک - عاشورا

 چهار راه گلوبندک - عاشورا

  چهار راه گلوبندک - عاشورا

 چهار راه گلوبندک

 چهار راه گلوبندک - عاشورا

چهار راه گلوبندک - عاشورا

 ادامه عکس ها 

    و چه تعاملی بود بین نیروی انتظامی و عکاسان در ظهر عاشورا در چهارراه گلوبندک.از هر چیز و هر کس که خواستیم عکس گرفتیم حتی از ماموران گریانی که از دیدن تعزیه و آتش زدن نمادین خیمه امام حسین اشک در چشمانشان حلقه زده بود ، کسی هم مزاحممان نشد که چرا از اسلحه مامور عکس گرفتی و ... البته به نظر می آمد که بیشتر این آزادی عمل در اثر حضور خیل عظیم مردم در پشت نرده ها بود که برای تماشای مراسم بالای سقف شیشه ای ایستگاه مترو هم رفته بودند و حتی پنجره های دادگستری هم از حضورشان در امان نبود.این حضور پر التهاب بیشتر توان و توجه نیروی انتظامی را به خود جلب کرده بود.مراسم هم خوب اداره می شد تا اینکه خیمه آتش گرفت و جمعیت ناگهان چنان به سمت آتش هجوم آورد که نه اثری از نیروی انتظامی ماند و نه عکاسان مجال جمع و جور کردن وسایلشان را یافتند.مردم زیادی را دیدم که با سر و صورت خونین در حالی که یا حسین می گفتند سعی می کردند تکه های خیمه سوزان را خاموش کرده و به یادگار و بعنوان تبرک با خود ببرند.یک shader دوربین هم پیدا کردم ولی از هر کسی پرسیدم گفت مال من نیست.فعلا که به امانت نزد من است.یک بار در ازدحام پس از سخنرانی احمدی نژاد قطعه ای از دوربینم گم شد ، می دانم چه احساس بدی است.

    اگر چه انتهای مراسم لحظات سخت و عذاب آوری شد ولی کلا مراسم جالبی بود.فرصت دیدن اخلاص مردمانی بی پیرایه که واقعا از ته دل گریه می کردند و ماموران و عکاسانی که گریه مانع ادامه کارشان شده بود شاید بندرت پیش آید.از طرفی برای تازه کاری مثل من کار کردن کنار اساتید و دوستان عزیزی مثل مجید سعیدی ، محمد فرنود ، حسن سربخشیان ، بهروز مهری ، حسن قائدی ، سعید فرجی و ... تجربه خوبی بود.گذشته از اینها ، یک بار دیگر به چشم دیدم ایران بیشتر از آن چیزی که به نظر می آید عکاس دارد و دیگر اینکه واقعا نمی دانستم در تهران این قدر عرب زندگی می کند !

مادربزرگ

 

مادربزرگ

کژ و مژ و بی انتها

 

وزیر کار هم داریم

 

استانداری قزوین - جهرمی وزیر کار