شلوغی های دوست داشتنی !
انتخابات ریاست جمهوری برای من از دوشنبه ۲۹ فروردین ۸۴ آغاز شد.وقتی یک سال پیش تو چنین روزهایی بعد از عکاسی از رژه یکنواخت ارتش برای سخنرانی دکتر معین عازم دانشگاه علوم پزشکی شدم هرگز تصور نمی کردم آن سخنرانی سرآغاز روزهای شلوغ و پرکار و در عین حال دوست داشتنی ای باشه که بعدا دلم براشون خیلی تنگ شد.از آن روز به بعد تا بیش از دو ماه هر روز خبر بود و میتینگ سیاسی بود و هیجان و البته روزهای پر کار.روزهای تکراری و کسل کننده رفته بودن مرخصی.دیگه مهمترین کار هفته برام شرکت در مصاحبه مطبوعاتی اعلام دستاوردهای اداره آب و فاضلاب منطقه ۳ نبود.دیگه انتخابات بود.دو ماه کار بود و هیجان.دو ماه همه دنبال تحلیل و خبر و عکس بودن.
خرداد ۷۶ خیلی تو جریان نبودم سنم هم به رای دادن نمی رسید،خلاصه خیلی برام مهم نبود.خرداد ۸۰ تحت تاثیر موج خاتمی خواهی ای بودم که راه افتاده بود و چند تا از دوستان دبیرستانی ام بیشتر بهش دامن می زدن.ولی کلا از همون موقع دوست داشتم جزئی از این کارزار پر هیجان باشم.خوشبختانه بهار ۸۴ عکاسی خبری این امکان رو به من داد که بیشتر تو کار باشم و بیشتر از گذشته حس و حال انتخابات رو درک کنم.از شانس من انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ یکی از اون انتخابات های پر برخورد و جذاب از کار در اومد.خیلی عکس گرفتم.خیلی کار کردم.انصافا بیشترشونم عکس های خوبی شدند.ولی گاهی تاسف می خورم که خیلی دیر فهمیدم چطور باید از اونها استفاده می کردم که اگر زودتر می فهمیدم ...اما لااقل عکس هایی گرفتم که هنوزم جزئی مهم از رزومه کاری من هستند و حتی خیلی از بهترین عکس هام مربوط به انتخابات می شن.من از نظر عکاسی به اون انتخابات خیلی بدهکارم.اون انتخابات خیلی چیزها در مورد عکاسی خبری به من یاد داد.
اما هرچقدر روزهای انتخابات شلوغ و دوست داشتنی بودند ، روزهای تکراری و رخوت انگیز بعد از انتخابات کفر آدمو در می آورد.فکر نمی کنم چیزی بدتر از احساس عقب گرد باشه.فکرشو بکنید بیشتر از دو ماه هر روز یه سوژه جدید باشه ، هر روز دیدن یه کاندیدا یا یه سیاستمدار شناخته شده ، هر روز سوار اتوبوس انتخاباتی یه کاندیدا شدن باشه و هر روز تو خیابون در و دیوارو دقیق نگاه کنی و بدنبال پلاکارد و اعلامیه تشکیل میتینگ ها و سفر کاندیداها باشی و بعدش دوباره خبر اضافه شدن ۳ اتوبوس به ناوگان شهری!همین اواخر تو جلسه مصاحبه مطبوعاتی مدیر کل منابع طبیعی ، دقت کنید "جلسه مصاحبه مطبوعاتی" مدیر کل ، اولین عکسو که گرفتم آقای مدیر کل شاکی شدند که چرا وقتی عکس می گیری یک دو سه نمی گی ؟ من حالتم خوب نبود !!!!!

یکی دیگه از مزیت های مهم انتخابات این بود که کار کردن راحت بود.عکاسی یه امر عادی بود و دیگه اون حساسیت و شگفت آوری قبلی رو برای مردم نداشت و این بار روانی زیادی رو از دوش عکاس بر می داشت.من خودم توی هر جلسه ای که رفتم تقریبا از تمام زاویه ها و جاهایی که می خواستم عکس گرفتم.انگار که هیچ محدودیتی برای حرکت نداشتم. دقیقا یادمه تو یکی از سخنرانی های محمدرضا خاتمی چنان به او نزدیک شده بودم که دوربین فوکوس نمی کرد !!! همین وفور سوژه و آزادی آزمون و خطا بود که به من خیلی چیزها از عکاسی خبری یاد داد.
تصمیم دارم حالا که دلم برای اون روزها خیلی تنگ شده و عکس های زیادی هم دارم که کسی ندیده و از طرفی تب انتخابات و سیاسی کاری هم خوابیده هر عکسی که به نظرم جالب میاد رو در سالگرد گرفتنش روی وبلاگ بگزارم.از همون روزهای اول انتخابات تصمیم گرفتم بی طرف عکاسی کنم و حالا هم که عکس ها رو می بینم خوشحالم که تونستم بی طرف کار کنم.









