بیادگار من ای عکس جاودانی باش

دکتر هوشنگ صابری یکی از برجسته ترین جراحان نخاع جهان و بنیانگذار پیوند سلول های بنیادی نخاع در ایران صبح امروز در زادگاهش ،قزوین، حاضر شد و در مرکز درمانی و فیزیوتراپی امام سجاد به معاینه بیماران ضایعه نخاعی این شهر پرداخت. دریغ از یک مسئول شهری و استانی که به استقبالش بیاید و بپرسد اصلا پیوند سلول بنیادی به چه معناست و چند کشور در دنیا اکنون به این دانش رسیده اند؟! ولی در عوض پشت در اتاقش پر بود از بیماران پیر و جوانی که روی ویلچر نشسته بودند و برگه MRI به دست منتظر لحظه ای بودند که از زبان تمام امیدشان بشنوند آیا درصدی امکان بهبودی دارند یا نه ؟

دهمين دوسالانه عكس ايران از اوایل آبانماه كار خود را در موسسه فرهنگی هنری صبا آغاز كرده است. اين دوره از دوسالانه عكس با رويكردی تازه برپا شد. چرا که برای اولین بار دوسالانه اقدام به تفکیک رشته های عکاسی به هفت بخش رسمی و یک بخش ویژه نموده بود و گروه داوران هر بخش مجزا بودند.
هفته گذشته توانستم از نمایشگاه دهمین دوسالانه عکاسی بازدید کنم. ولی متاسفانه نتیجه کار علی رغم تمام خوش بینی هایم، چندان خوشایند نبود. پیش از برگزاری دوسالانه فکر می کردم تفکیک آثار ارسالی به هفت بخش تخصصی به بهتر شدن این دوره کمک زیادی می کند. با این که حتی هنوز هم نظر دادن در این مورد زود است ولی الان تقریبا مطئنم تخصصی تر کردن دوسالانه دهم و بویژه مجزا نمودن داوران بخش های مختلف آن علی رغم تمام مزایایی که داشته است ، معایبی را هم به بار آورده است. برخی از بخش ها از نظر کیفیت با بخش های دیگر بسیار متفاوتند ، تعدادی از عکس ها بهتر بود در زیر عنوان دیگری ارائه می شدند و ... . مثلا بنظر من چندین عکس ارائه شده در بخش پرتره بهتر بود زیر عنوان مستند اجتماعی یا خلاقه به نمایش در می آمدند. شاید بهتر بود با توجه به سابقه نچندان دراز عکاسی ایران در بخش پرتره و شباهت زیاد آثار این بخش با عکس های مستند اجتماعی این بخش در مستد ادغام می شد.
اما یکی از عجایب نمایشگاه این دوره بخش مستند اجتماعی آن است. پیش از برگزاری نمایشگاه که عکس ها را ندیده بودم بارها از زبان داوران این بخش در مورد لزوم بازنگری در عکاسی مستند اجتماعی در ایران مطالبی خوانده بودم ولی فکر می کردم باز هم اساتید نگاه آرمان گرایانه شان را به رخ می کشند. به جرات می گویم بخش مستند اجتماعی این دوره آبروی عکاسی مستند ما برده است. من نمی دانم چرا فردی که در عکاسی ما به عکاس خلاقه معروف شده باز هم از متکا و بالش عکس گرفته و این بار در قالب مستد اجتماعی عرضه کرده ؟! پس عکاسی خلاقه را برای چه درست کرده اند ؟ مگر نه این است که عکاسی مستند اجتماعی وظیفه اش سنگینتر از بازی با متکا و بالش و سایه و فلو و فو کوس است ؟ صد رحمت به گداگرافی!!! شما را بخدا عکس های معادل این بخش که در قالب دوره های مختلف جایزه گلستان یا تصویر سال ارائه شده اند را هم ببینید.
بخش خبری این دوره هم با اینکه از بخش های قوی نمایشگاه است ولی اشکالاتی هم دارد. از جمله اینکه این دو سالانه مثلا قرار بود پذیرای عکس های مربوط به سه سال گذسته را باشد ، حال آنکه عکس های خبری ارائه شده تنها به چهار یا پنج سوژه مهم خبری این چند سال ایران می پردازند و از سوی دیگر اکثر عکس ها تکراریند و بارها و بارها در قالب نمایشگاه ها و رویدادهای عکاسی طی این چند سال آنها را دیده ایم. البته این قضیه شاید اصلا مهم نباشد چون بهرحال عکاسان تک عکسی در بدنه عکاسی ایران بخش مهمی را تشکیل می دهند !
اما بخش ويژه یا ميراث محمدی (ص) از آنچه انتظار می رفت بهتر از آب در آمده است و حتی می توان گفت در مواردی هم بار کم کاری بخش مستند اجتماعی را به خوبی بر دوش می کشد. هر چه باشد جامعه ما یک جامعه مذهبی است و آداب و سنن مذهبی قسمت عمده مراودات اجتماعی مردمانمان را می سازند. از طرف دیگر شاید دلیل اینکه بنظر می آید برخی عکس ها در جای خود ارائه نشده اند یا برخی بخش ها ضعیفند، محدودیت عکاسان در شرکت در تنها دو بخش بوده است حال آنکه شرکت در بخش ویژه جزو یکی از دو بخش به حساب نمی آمد.
بخش های طبیعت و عکاسی تبلیغاتی در حد خود قابل قبولند، اگرچه باز هم بخصوص بیشتر عکس های طبیعت تکراری اند. باز صد رحمت به عکاسی تبلیغاتی که یک رنگ و رویی به دوسالانه داده است. چه هیاهویی بر سر ارائه عکس های تبلیغاتی در دوسالانه راه انداختند! ولی یادمان نرود بیشتر این هیاهوگران همان هایی بودند که روزی همین هیاهو را بر سر قابلیت و شایستگی نمایش عکس های خبری در موزه ها و دوسالانه ها راه انداخته بودند. در مورد عکس های معماری نظری ندارم که حوزه ای تخصصی تر است ولی مگر ما چند عکاس فعال در این حوزه در ایران داریم که باید یک بخش اختصاصی دوسالانه مان باشد ؟ عکس های خلاقه هم الحق که در زیر زمین به نمایش در آمده اند !!! بخش وحشتناکی شده. تعریف های جدیدی به عکاسی اضافه کرده. حتی مرزهای عکاسی کماکان مجهول الهویه خلاقه را هم بی رحمانه در نوردیده. خیلی غصه خوردم که چرا بعضی آثارش در قالب مستد اجتماعی یا پرتره ارائه نشده اند. جایشان در آن زیر زمین سرد و نمور نبود. این خلاق ها چرا نمی روند دنبال گرافیک ؟
اما نقطه ضعف اصلی نمایشگاه این دوره چیز دیگری است که بیشتر به برگزار کنندگان آن بر می گردد. بنظرم حجم و تعداد عکس های به نمایش درآمده بسیار بسیار زیاد است. در حالیکه خود عکس های این دوره تعداد بسیار زیادی دارند صدها عکس دیگر هم در قالب بخش های جنبی مانند عکس های داوران ، منتخب دوره های گذشته ، عکس های جنگ و انقلاب ، عکاسان جانباز و پیشکسوت و ... در تالارها و راهروهای هگمتانه وار موسسه صبا به نمایش گذاشته شده اند که فقط موجب سردرگمی بازدیدکننده می شوند. اختلاف نور برخی از گالری ها هم در حد چندین استاپ است. بازدید از این تعداد عکس برای کسی که آمده تا چیزی یاد بگیرد آنهم با این گستردگی موضوع و تنوع کیفی جز سر درگمی چیزی به همراه ندارد. خسته نباشید... در و دیوار دوسالانه مان بر سرمان می شکند.


مراسم افتتاحیه نمايشگاه عكس گلاره كيازند به همت واحد هنرهای تصويری حوزه هنری قزوين پنجشنبه شب در محل نگارخانه مهر قزوین با حضور خسرو سینایی کارگردان خوشنام و صاحب سبک ایرانی برگزار شد.
گلاره کیازند تحصيلات متوسطه اش را در لندن و تحصيلات تكميلی اش را در رشته سينما در كانادا به پايان رسانده است و تاکنون عكاسی فيلم های سينمايی به رنگ ارغوان «ابراهيم حاتمي كيا»، يك بوس كوچولو «بهمن فرمان آرا»، باغ كندلوس «ايرج كريمی»، به نام پدر «ابراهيم حاتمی كيا» ، قاعده بازی «احمد رضا معتمدی» را بر عهده داشته است. عکس های نمایشگاه هم تلفیقی از کارهای وی در قالب عکاسی پشت صحنه این فیلم هاست. نکته جالب برای من این بود که عکس ها بیشتر از آنکه به ژانر سینمایی و آنچه معمولا در سردر یا لابی سینماها می بینیم ، نزدیک باشد به گونه هایی از عکاسی خبری و همچنین برخی از عکس ها به عکاسی خلاقه نزدیک بودند.
سومين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان، بدون برپايی نمايشگاه، نشاندارانش را با پايان داوری عکسها معرفی كرد. در پی صادر نشدن مجوز چاپ کاتالوگ، مدير خانه هنرمندان ايران اعلام کرد كه ترجيح می دهد مراسم و نمايشگاه سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان در خانه هنرمندان برگزار نشود، بنابراين برگزاركنندگان نمايشگاهی مجازی برپا كرده و نتايج را نيز اعلام كردند.زمان اهدای جوايز متعاقبا اعلام خواهد شد. آرای اين جايزه با دبيری ليلی گلستان و با داوری اميد صالحی، حسين قندی، عباس كوثری، كاترين داويد و بهمن قبادی، حاصل شده است.
بنا بر آرای هيات داوران، در بخش تک عکس خبری و مجموعهی عکس به ترتيب، منصور نصيری با عکس تجمع زنان در ميدان هفت تير و مهدی قاسمی با مجموعه "درگيریهای مقابل سفارتخانههای اروپايی" بعنوان برگزیدگان معرفی شدند.کیان امانی نیز با ارائه مجموعه "بهترين سالهای زندگی ما" بهعنوان استعداد جوان سومين سومين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان شناخته شد.
هيات داوران همچنين ده تک عکس و مجموعه عکس را شايسته تقدير دانست. لازم به ذکر است عکس های راه یافته به نمایشگاه عکس های این دوره تنها بر روی سایت اینترنتی جایزه به نمایش در می آیند.
مسابقه "بهترين عکاس حيات وحش" هر سال توسط موزه تاريخ طبيعی لندن و مجله "حيات وحش" بی بی سی برگزار می شود. اين عنوان امسال به گوران المه رسيد که عکسی از يک شيرماهی در حال غذا خوردن در ميان رسوبات بستر دريا گرفته است. بنظرم این عکس از بقیه بهتر بود. برای دیدن عکس ها اینجا را ببینید.