
روزم خراب شد. حالم گرفته شد. این دومین خبر مرگ سخت امسال برای من بود. قیصر را خیلی دوست داشتم. شاعر زنده مورد علاقه ام بود. شعرهایش همیشه پناه لحظه های دردمندی دلم بودند. دوستی چند سال پیش وقتی نا امیدانه از آینده شعر فارسی برایش گفتم با اعتماد به نفس خاصی قیصر را به یادم آورد. با اینکه در شعر نو بسیار سخت گیرم ولی بسرعت شیفته آثارش شدم. آثار قیصر از معدود اشعار نویی بود که به راحتی و بسرعت وزن و آهنگشان را پیدا می کردم عاملی که در فهم درست و علاقه مند نمودن مخاطب به شعر نو اهمیت بسیار دارد. قیصر بازی با کلمات و تغییر آهنگ شعر را بسیار خوب اجرا می کرد. اشعارش فوق العاده زیبا و آهنگین و در عین حال ساده و بی پیرایه هستند. و چه زیبا و به جا گفت رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی که قیصر امید و آینده شعر فارسی بود. در حقش بسیار جفا شد. بقول خودش "شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید / مگر مساحت رنج مرا حساب کنید". متاسفانه بسیاری از هم نسلان من او را بعنوان شاعری تک بعدی می شناسند و بدون خواندن شعرهایش و بدور از انصاف آثارش را سطحی و جهت دار می خوانند. گناه این بدفهمی شاید بیش از هر چیز به گردن آموزش و پرورش باشد. قیصر بخش مهمی از خاطرات نوجوانی ما هم بود. نبود ؟ نامش سروش نوجوان را به یادتان نمی آورد ؟
همین هفته پیش بود که کتابی از آثارش را خریدم و خواندم و خواندم و خواندم و چقدر خوشحال شدم که قیصر با این همه کار قابل اعتنا تنها ۴۸ سال دارد.افسوس که اینبار زود دیر نشد ... تشییع جنازه باشکوه ، ترکیب حاضران و واکنش دانشجویان هنر و ادبیات دانشگاه تهران همگی حکایت از گستردگی شخصیت قیصر امین پور داشت.
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های این ایستگاه رفته
تکیه داده ام !
قیصر امین پور - دستور زبان عشق
تو تنهایی ، تو از تن ها جدایی
غریبی ، بی کسی ، بی آشنایی
دلا گویی تو را من می شناسم
تو از اینجا نه ای ، اهل کجایی ؟
قیصر امین پور - گزیده اشعار