عکس هایی از انقلاب ایران

 

    

     تصویری از سردخانه پس از اعدام ژنرال رحیمی و سه تن از سران نظامی رژیم شاه. این چهار نفر در دادگاهی که در بهمن ۵۷ تشکیل شد به اعدام محکوم شدند. عکس های عباس عطار از انقلاب اسلامی ایران را اینجا ببینید. بنظرم عکس های جالبی هستند.در یکی از عکس های این مجموعه هویدا با حالتی از غرور در منزل تابستانیش روی مبلی نشسته و پیپ می کشد و در عکسی دیگر تصویر جسد وی پس از اعدام را می بینیم در حالیکه چند جوان انقلابی مسلح بالای سرش ایستاده اند.

   

   جنازه امیر عباس هویدا نخست وزیر سابق ایران در سردخانه پس از اعدام. بهار ۱۳۵۸

عکاسی ، استاد و شاگرد ندارد

       

     " ....... نگاه یک عکاس ایرانی خلاقیت‌های ویژه‌ای هم دارد در موارد مختلف. به‌خاطر جامعه‌ای که در آن زندگی ‌می‌کند، به‌خاطر تجربیات عجیب و غریبی که نسبت به یک عکاس اروپایی دارد ...... هم جغرافیا و هم اتفاقات متنوعی که در ایران افتاده و در اروپا اتفاق نمی‌افتد. یعنی تجربه‌ یک عکاس یا فیلمساز سوییسی مطمئنا خیلی کوچک‌تر و محدودتر از یک عکاس یا فیلمساز ایرانی‌ست. آنها باید چهارصد‌­ پانصدسال صبر کنند، تا این‌همه اتفاق برایشان بیفتد و تجربه‌ دیداری آن را داشته باشند، تجربه‌ حضور در آن لحظات را داشته باشند. همه این اتفاق‌ها برای ما در سی‌سال افتاده ..... بالاخره موقعیت‌ ایرانی‌بودن در جهان خیلی موقعیت خاصی‌ست. صرفا سیاسی برخورد نکن با مسئله. وقتی کشورت جزو ده کشور نخست خبرساز دنیاست، از تو موقعیتی‌ می‌سازد که نگاهت خیلی پیچیده‌تر می‌شود، حساس و سریع‌تر می‌شوی و حتی باهوش‌تر باید عمل کنی ......

   ...... در عکاسی استاد و غیراستاد معنی ندارد ؛ به‌ویژه در بخش خبری‌. در زلزله بم ، استاد در خانه‌اش خواب بود و شاگرد رفت و عکس‌اش را گرفت و فرستاد برای خبرگزاری‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی و چاپ هم شد. تازه استاد، بعدازظهر فهمید توی ایران زلزله شده.ما نمی‌توانیم در لنزها را ببندیم و بگوییم تو سن‌ات کم است و باز نکن! ..... " 

آغاز فصل سرد

...
و این جهان به لانه ماران مانند است
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که ترا می بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را می بافند
...

فروغ فرخزاد - ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد - انتشارات مروارید

زنان در پروژه شريعتی

 

                         سوسن شریعتی در منزلش

    "چند و چون دیدگاه شريعتی در خصوص زنان با سوسن شريعتی مطرح شد. او از يک طرف زن است و ناخواسته وابسته به مطالبات زنان و نيز فرزند شريعتی. او در اين گفت وگو در شرايط پارادوکسيکال قرار دارد که در واقع اين گفت وگو او را گرفتار اين و آن کرده. حال با خواندن اين گفت وگو خواهيم ديد که سوسن شريعتی اين تناقض را چگونه به سرانجام می نشاند."

بزرگ‌ترين گردهم‌آيی هنرهای تصويری ایران

 

                      پوستر جشن 86 از قباد شیوا

   همت و انگیزه بالای سیف الله صمدیان واقعا ستودنی است. پنجمين جشن بزرگ تصوير سال يکشنبه 13 آبان 86 ساعت 5 عصر با نمايش آثار 550 هنرمند عکاس، گرافيست، فيلم ساز و کاريکاتوريست در خانه هنرمندان ايران آغاز به کار کرد و تا 2 آذر در همین محل برپاست.
   در پنجمين جشن تصوير سال عکس 350 عکاس، فيلم 146 فيلمساز، پوستر20 گرافيست به همراه 12 گرافيست نسل پنجم و کاريکاتور13 کاريکاتوريست به همراه 8 کاريکاتوريست جوان شرکت دارد. اين جشن، بزرگترين و جامع ترين برنامه تصويری مستقل و غير دولتی است که توسط نشريه تصوير برگزار می شود. دیدن گلچین و حجم عظیمی از تولیدات تصویری هنر ایران در یک سال گذشته آنهم در قالب جشنواره ای ۲۰ روزه شاید فرصتی استثنایی و کمیاب باشد. حیفه از دست بره. خانه هنرمندان ایران همیشه جای خاطره انگیزی بوده حالا بیشتر. خوشحالم که امسال من هم با یک مجموعه عکس سهمی در این جشن دارم.

برای قیصر

 

     مراسم تشییع در انجمن شاعران ایران

   روزم خراب شد. حالم گرفته شد. این دومین خبر مرگ سخت امسال برای من بود. قیصر را خیلی دوست داشتم. شاعر زنده مورد علاقه ام بود. شعرهایش همیشه پناه لحظه های دردمندی دلم بودند. دوستی چند سال پیش وقتی نا امیدانه از آینده شعر فارسی برایش گفتم با اعتماد به نفس خاصی قیصر را به یادم آورد. با اینکه در شعر نو بسیار سخت گیرم ولی بسرعت شیفته آثارش شدم. آثار قیصر از معدود اشعار نویی بود که به راحتی و بسرعت وزن و آهنگشان را پیدا می کردم عاملی که در فهم درست و علاقه مند نمودن مخاطب به شعر نو اهمیت بسیار دارد. قیصر بازی با کلمات و تغییر آهنگ شعر را بسیار خوب اجرا می کرد. اشعارش فوق العاده زیبا و آهنگین و در عین حال ساده و بی پیرایه هستند. و چه زیبا و به جا گفت رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی که قیصر امید و آینده شعر فارسی بود. در حقش بسیار جفا شد. بقول خودش "شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید / مگر مساحت رنج مرا حساب کنید". متاسفانه بسیاری از هم نسلان من او را بعنوان شاعری تک بعدی می شناسند و بدون خواندن شعرهایش و بدور از انصاف آثارش را سطحی و جهت دار می خوانند. گناه این بدفهمی شاید بیش از هر چیز به گردن آموزش و پرورش باشد. قیصر بخش مهمی از خاطرات نوجوانی ما هم بود. نبود ؟ نامش سروش نوجوان را به یادتان نمی آورد ؟ 

   همین هفته پیش بود که کتابی از آثارش را خریدم و خواندم و خواندم و خواندم و چقدر خوشحال شدم که قیصر با این همه کار قابل اعتنا تنها ۴۸ سال دارد.افسوس که اینبار زود دیر نشد ... تشییع جنازه باشکوه ، ترکیب حاضران و واکنش دانشجویان هنر و ادبیات دانشگاه تهران همگی حکایت از گستردگی شخصیت قیصر امین پور داشت.

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های این ایستگاه رفته
تکیه داده ام !

قیصر امین پور - دستور زبان عشق

تو  تنهایی ،  تو  از تن ها  جدایی
غریبی ، بی کسی ، بی آشنایی
دلا  گویی تو  را من  می شناسم
تو  از  اینجا نه ای ،  اهل کجایی ؟

قیصر امین پور - گزیده اشعار

صد دانه یاقوت

 

     کودکان در حال جمع آوری انار

        میان این روزهای شلوغ و پرمشغله فرصتی دست داد تا دوباره کمی عکاسی کنم و فارغ از تمام درگیری های فکری و کاری اخیر ساعاتی میان درختان سبز و سرخ انار در دره ای میان رشته کوه زیبای البرز دوباره بوی دود و چوب سوخته جنگل را استشمام کنم. این بوی لذت بخش و خاطره انگیز این بوی جمعه های در طبیعت بودن زندگیم را دوباره احساس کنم. دوباره با آب سرد رودخانه ای دست شستم و با لذتی غریب اما آشنا کلی تیغ و علف خشک را که به پر و پایم چسبیده بود کندم. بالارفتن از درخت زالزالک و لذت خوردن زالزالک تازه آنقدر جذابیت داشت که این پای هنوز مصدومم هم نتوانست آن را از من بگیرد. روز خوبی بود. تعدادی از عکس ها را می توانید در دو مجموعه 1 و 2 ببینید.

     عکاسی با موبایل