" دوست ندارم با خمپاره بمیرم. با خمپاره که می میری، خیلی شانسی می میری. کسی تو را آدم حساب نمی کند. الله بختکی چیزی می اندازد، ممکن است بخورد به تو یا بخورد به شغال. دوست دارم تک تیرانداز بزندم. کسی تو را می بیند، نشانه گیری می کند و راست می زند به تو. آن جا تو ارزش داری. تو را آدم حساب می کند. "

مردی که گورش گم شد - حافظ خیاوی - نشر چشمه