حضور یک آمریکایی آفریقایی تبار در عمارت ساده و سفید مرکز واشنگتن دی سی، پایتخت سیاسی آمریکای فدرال، دیگر فقط یک رویا نیست. امروز برای دنیا یکی از آن روزهای سرنوشت ساز و فراموش نشدنی است. سناتور سیاهپوستی که طی سال گذشته با آن قامت لاغر بلندش پشت تریبون قرار می گرفت و با صدای رسایش حرف های نو و هیجان آمیز می زد درحالیکه تنش بطرز عجیبی همیشه موازی تریبون بود و تنها سرش را بود که به اطراف می چرخید و دست راستش هم هر از گاهی بالا می آمد، امروز دیگر  چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا شده است. گذشته از آنچه در پی این انتخاب بر جهان خواهد گذشت، نفس انتخاب باراک اوباما بدلیل برخی فاکتورها و ویژگی های شخصی گام بلند بشر بسوی آینده ای بهتر است. ۱۴۶ سال پس از اعلامیه آزادی بردگان، ۴۵ سال پس از رویای مارتین لوتر کینگ فقید و ۳۸ سال پس از اعطای حق رای به سیاهپوستان آمریکا، انتخاب سیاهپوستی جوان آنهم از طبقه متوسط شهری برای تصدی مهمترین و قدرتمندترین شغل جهان، بدون شک گامی بلند است بسوی آینده ای انسانی تر. البته بنظر من، هنوز خیلی زود است تا اوباما را با جان.اف کندی یا مارتین لوتر کینگ مقایسه کنیم چرا که هنوز تازه آغاز راه زمامداری اوست. برای داوری در مورد آثار مثبت و منفی حضور او در پست ریاست جمهوری تاثیرگذارترین کشور جهان، هنوز بسیار زود است. ولی آنچه بیش از هر چیز امروز را به یکی از آن روزهای تاریخی زندگی بشر تبدیل می کند همانا نفس حضور اوباما در چنین پست مهمی است.

    درصد بالای مشارکت مردم و بخصوص جوانان آمریکا، تبلیغات و مبارزات سنگین انتخاباتی اخیر و حاشیه های بی شمار، فاکتورهای دیگری بودند که حکایت از تاریخی و مهم بودن این انتخاب داشتند. آنهم در شرایطی که جهان و بویژه آمریکا با چالش های زیادی دست به گریبان است. سیاست های اشتباه جرج بوش و تئوریسین های نو محافظه کارش در هشت سال گذشته براستی جهان را بیش از پیش از راه رسیدن به آنچه شایستگی هر انسانیست، منحرف تر کرد. "نه" بزرگ مردم آمریکا و جهان به سیاست های مک کین - مدل دیگری از جرج واکر بوش - و پیروزی قاطع باراک اوباما با سیاست های لیبرال و شبه سوسیالیستیش در اصلاح دو حوزه آموزش و پرورش و بهداشت عمومی دستاوردی ارزشمند است. اینقدر شرایط دنیا و آمریکا بحرانی و پیچیده بود که وعده های دو نامزد در برخی موارد بسیار ایده آلیستی بنظر می آمد. مک کین رفت ولی اکنون اوباما مانده است و  آن وعده ها و مردمی که بشدت به سیاست آغشته شده اند و انتظارت بالایی دارند.

    از اینکه امروز را زندگی کردم، خوشحالم. از اینکه یکی از آن روزهای ماندگار تاریخ را دیدم، خوشحالم. روزی مثل خواندن اعلامیه آزادی بردگان توسط آبراهام لینکلن، روزی مثل رویا دیدن مارتین لوترکینگ. همیشه وقتی به تصاویر این رویدادها برمی خورم، آرزو می کنم کاش جای مردم آن روزگار بودم و می توانستم آن لحظات بزرگ را تجربه کنم. امیدوارم امروز هم آنقدر بزرگ باشد که کسی صد یا هزار سال دیگر در گوشه ای از این دنیا بنشیند و آرزو کند که کاش جای ما بود و این روز را تجربه می کرد. اما اکنون روشن است که "باراک اوباما" راه درازی در پیش دارد تا افسانه ای شود از جنس مارتین لوترکینگ.