- سلام.

- سلام.

- یه لحظه تشریف می‌یارید قربان؟

- من؟

- بله. شما. یه لحظه تشریف می‌یارید لطفا؟

- بفرمایید. اوا.... چه باحال.... مصاحبه‌اس؟

- جان؟ بله. لطفا صاف بایستید جلو دوربین تا من یه سئوال ازتون بپرسم... این‌قدر وول نخورید خواهشن.

- چشم. ببخشید. خوبه؟

 - بله. آماده‌اید بریم واسه ضبط.

- خواهش می‌کنم. بفرمایید. حاضرم. فقط آخرش بگین کی پخش می‌شه، بگم خانواده نگاه کنن.

- سه... دو... یک... ضبط  می‌شه... شما از بارش‌های اخیر برف و باران و موج سرما در کشور چه احساسی به‌تون دست داد؟

- والا، خیلی خوشحال شدم. کلی ذوق کردم.

- احسنت. حتما بخاطر اینکه می‌دونستید امسال تراز آبی ایران ۱۰ میلیارد مترمکعب نسبت به ۵۰ سال گذشته کاهش یافته و نیز بدلیل کاهش بارش‌ها، در حال حاضر منابع آب‌های زیرزمینی در ایران به پایین‌ترین سطح خود در ۵۰ سال گذشته رسید و از این گذشته در سال آبی جاری، حجم آب ورودی به سدهای کشور ۲.۱ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است؟

- نه بابا. این حرفا چیه! هه هه هه هه...

- پس واسه چی خوشحال شدید و کلی ذوق کردید؟ حتما برف دوست دارید؟

- نه بابا. اون که مال بچه‌گی‌هامون بود! هه هه هه هه...

- پس دلیل خوشحالی زیاد شما چی بود؟

- والا من اردیبهشت ۸۸ در سفری به کیش، توی یکی از پاساژها، لابلای جنس‌های مونده از زمستان توی یه بوتیک لباس، یه کاپشن تیمبرلند اصل خیلی باحال و خوش‌رنگ و پری پیدا کردم و بعد کلی چونه زدن با فروشنده‌ی موسیخ سیخی با قیمت مناسبی خریدمش. ولی از اون موقع تاحالا همش هوا از دست این خشکسالی یا جهنم بوده یا بهاری و خلاصه فرصت نشده بود این کاپشن رو بپوشم و دک و پز درکنم و حال کنم باهاش. هر وقت می‌پوشیدمش یا عرق می‌کردم و سرد و گرم می‌شدم و سرما می‌خوردم یا مردم یه‌جوری نگام می‌کردن که احساس می‌کردم با خودشون می‌گن این دیوونه رو ببین چی پوشیده تو این هوا و الانه که بپرسن نمی‌پزی آقا؟ خب می‌رفتی تو فر یه دفه!

- عجب. پس این دلیل خوشحالی شما از بارندگی‌های اخیر بود و کاهش تراز آبی کشور و پائین‌ رفتن شدید سطح آب‌های زیرزمینی تاثیری در اون نداشت!

- بله.

- خیلی ممنون از این‌که وقت‌تون رو در اختیار ما قرار دادید.

- خواهش می‌کنم. حالا کی نشانم می‌دن؟

- ایشالا بره واسه تدوین، آماده شد و تائید کردن، شب لابلای اخبار پخش می‌شه.

- ایشالا. خیلی ممنون. خداحافظ شما.

- خداحافظ.