در سال‌های اخیر شاهد برگزاری مسابقات عکاسی متعددی بوده‌ایم که از سوی بخش صنعتی برگزار یا حداقل حمایت مالی شده‌اند. طبیعتا بیشتر این مسابقات بر روی سوژه‌ها و موضوعات محدودی تمرکز داشته‌اند که به نوعی با زمینه‌ی کاری متولیانشان در ارتباط بوده‌اند. نظر شخصی‌ام این است که در بلندمدت این مسابقات هم برای عکاسی ما مضر بوده‌اند و هم سودمند. این ادعا بحث مفصلی می‌طلبد که اصلا موضوع این نوشتار نیست. غرضم تنها این است که بگویم یکی از بهترین نمونه‌های این گونه مسابقات، همانا «جشنواره‌ی ماکارونی مانا» بود. این مسابقه سوژه‌ی آشنا، همگانی و قابل دسترسی داشت و افراد حتی در دورترین روستاهای ایران هم با هزینه‌ای کم و بدون نیاز به سفر کردن یا هماهنگی‌های آنچنانی به این محصول دسترسی داشتند و سوژه محدود به منطقه‌ی جغرافیایی خاصی هم نبود. از سوی دیگر هیئت داوران متفاوتی داشت که در آن خبری از نام‌ها و سلیقه‌های تکراری همیشگی نبوده و البته در حرکتی ستودنی، همه‌ی اعضای آن هم لزوما عکاس نیستند.

   اما از اینها که بگذریم، به گمانم بزرگ‌ترین مزیت این مسابقه بر بسیاری از انواع مشابه‌اش در سال‌های اخیر، این بود که تکنیک خلق اثر را آزاد گذاشته و لزوما بر روی عکاسی مستند تکیه نکرده بود. اگر دوستان عکاس همتی کرده باشند باید شاهد مجموعه عکس‌های خلاقانه و خوبی در این مورد باشیم. امیدوارم رفتار حرفه‌ای برگزارکننده هم پس از این همچنان تداوم داشته باشد. راستش این مسابقه پس از مدت‌ها دوری از عکاسی و پس از آن همه روزهای پرمشغله، مرا دوباره با عکاسی آشتی داد و اتفاقا از فرایند تهیه عکس‌هایش هم بسیار لذت بردم. در پایان هم تبدیل به یکی از خوشایندترین و خلاق‌ترین تجربیاتم در عکاسی شد. ایده‌های خوبی به ذهنم رسید که برخی در همان فرصت کوتاه عملی شدند و برخی دیگر هنوز در حد اتود مانده‌اند و کار بیشتری می‌طلبند. فایده‌ی اصلی این مسابقات هم شاید همین باشد که جرقه‌هایی را به کار می‌اندازند برای حرکت‌های بعدی. آنچه بعد از این و در چنین شرایطی پیش می‌آید، برایم دیگر چندان مهم نیست.