726347623462782
من در یک لحظه کشف کردم که همهی اینها بخاطر کتابهاست، این که این دوست من آدم تنهایی است به خاطر کتابهاست؛ اینکه آدم خوشحالی نیست بخاطر کتابهاست و اینکه آدم عجیبی است که فکر میکند میتواند با یک فلفل دلمهای ازدواج کند هم به خاطر کتابهاست. به نظرم کتابها سازنده و نابود کنندهاند، خطرناک و ضروریاند و دشمن و دوستند. به نظرم کتابها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدمها به قبل و بعد از آنها تقسیم میشود؛ مثل ازدواجاند، خطرناک و ضروری. نمیشود کسی را به آن توصیه کرد و نمیشود کسی را از آن نهی کرد. زندگی با وجود آنها سخت و بدون آنها ساده، اما بیبو و خاصیت است. این چالش، تناقص، یا جنگی است که به نظرم همه آنهایی که کتابها را توی زندگیشان راه دادهاند با آن دست به یقهاند و همه این آدمها لحظاتی داشتهاند که در آن میتوانستند همه چیز را بیخیال شوند ولی... نشدهاند و زندگی نوینی را بدون کتابها ادامه دهند ولی... ندادهاند.
حبیبه جعفریان – بهشت ممنوعه - همشهری داستان - تیرماه ۹۰